تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
تنقيح احوال شما طلبد شماييد . از آنكه از قول و فعل شما به شما آن رسد از نفع و ضرّ و علا و غلا كه از اغيار آن را توقّعى نبود . و بر پادشاه آن است كه ضعفا را از طوارق حدثان و بوايق زمان مصون دارد و رهين اخفاق و قرين املاق را به انعام عام خويش مخصوص گرداند ، و هميشه در تدبّر و تفكّر صلاح ايشان باشد . و اگر از او ايذايى به شخصى محيط شود ، بايد كه حمل آن بر ضيم و ظلم نرود و به چشم عداوت به دو ننگرند . و پيوسته بايد كه احسان او مذكور باشد و بر صحيفهء ضمير مستور و از سماجت نسيان دور . آهو چون جمله وصايا مثبت گردانيد ، عودت را اجازت خواست . زروى در آن رضا داد و كبوتر را مصاحب او فرمود . ددان چون بر سراير احوال و خفاياى كار مطّلع شدند ، محفلى ساختند و با يكديگر گفتند : شعر
و لا نجعل الشّورى عليكم غضاضة * فإنّ الخوافى قوّة للقوادم
و نسخت مواثيق را در مجمع عام بر رئوس اشهاد بخواندند و از كمال فطنت و فيض حذاقت وفور حزم و غايت تيقّظ و شمول تنوّق [
b
184 ] و غزارت علم و رزانت فهم و اصابت راى زيرك عجب بماندند و به پادشاهى او اقرار كردند ، و دواى جماح انقياد ديدند و با يكديگر گفتند : دواء الشّقّ حوصه . پس كبوتر را پيش فرستادند و جمله عزم درگاه و قصد بارگاه كردند . و چون به حضرت رسيدند و شرف مثول يافتند ، تعفّر سدّهء مبارك واجب ديدند و باتفاق گفتند : بيت
تا هست جهان ، ترا بقا باد * آمال تو از فلك روا باد خصمت كه همى به جو نيرزد * بىسنگ چو سنگ آسيا باد
و شرط بيعت را متقلّد گشتند . زيرك گفت : نبايد كه چون شرف مشاهدهء ما يافتند ، اگرچه از تعريك ما ايمن‌اند و از صدمت من فارغ ، امّا هيبت ما در دل ايشان راسخ است و صولت در
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 333 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور