تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
گردد . و تو دانى كه آنان كه از گوهر مااند و به قصد شما مستعد ، نه به سبب عداوت موروث و بغض مكتسب است ، بلكه قبول خويش در آن مىبينند . و ما به عون بارى ، عزّ و علا ، از آن اضرار اعراض نموديم و تقوى را شعار خويش ساختيم ؛ و اجازت نيست كه در ممالك ما از رفيعى بر وضيعى حيف رود و از امير به مأمور ضيمى رسد . چه فيض الهى دستور ضمير ما است و خاطر ما خزانهء رأفت و عاطفت . و ما را ملاء اعلى چنان انذار كرده‌اند كه هر تهوّر كه در دل [
a
179 ] بود زايل شد . شما را از كمال بسطت و وفور شفقت ما حظّى وافر است . چه مستظلّان فناى ما از حروب كروب ايمن‌اند و از انتياب نوب فارغ . اين بگفت و خاموش گشت . آهو گفت : آنچه از روى اكرام و استعطاف بندگان فرمودى مسموع شد ، و حمل آن بر سعادت ابدى و رغادت سرمدى افتاد ؛ و ما وحوش و سباع را هرچند دل از موالات خداوندى خالى و از هوادارى فارغ ، اوامر حضرت جلّت امتثال نمودن ، به از آن است كه تحمّل ضيم ظلمه و تجرّع تعنّت هر خامل . امّا مرا سباع فرموده‌اند كه از حضرت مقدّس تعرّف احوال ببايد كرد كه ما را از نوايب حوادث موذيات چگونه صيانت خواهد فرمود ؟ كه ما در اين صحرا پراگنده‌ايم ، و نيز ما اجناس مختلف‌ايم ، چنان كه مصافحت ما در حدّ امكان نيايد و مصاحبت ما با يكديگر ممكن نگردد . تألّف آراى مختلف را چگونه تقديم خواهد نمود ؟ زروى جواب داد كه : پادشاه مانند آفتاب است كه چون طلوع كرد ، شعاع او اقطار زمين را شامل شود ، و بر قدر استعداد قوابل در هريك تأثير كند ؛ و متقدّمان گفته‌اند كه : شط ديار و شحط اقطار مانع خير و شرّ پادشاه نشود . جهت آنكه ممالك را اگرچه فسحتى باشد ، امر پادشاه اطراف و اكناف را در ضبط آرد ؛ و مثال پادشاه ميان رعايا چنان است كه شيرى در ميان هزار سوار ؛ و نه آن است كه او را قوّت و شوكت آن هزار باشد ، بلكه هريك از بيم تقصّف خويش تحرّز نمايند و از مصارحت شير اعراض مصلحت شناسند . شاه در عنايت شما مجدّ