تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
بدايت آن به سعادت مقرون است و نهايت آن به خير موصول ، اگر به حكم رسالت به نزد ددان ، كبوتر را متوجّه فرمايى گردانيد ، مصلحت وقت و موافق حال باشد ؛ از آنكه كبوتر را لهجت خوب و عبارت مستعذب است و بىاكراه و اجبار خدمت را اختيار كرد و علوّ خويش در تمكّن تو مىشناسد . شرايط اخلاص در ابتغاى رضاى تو به جاى آرد و همّت بر ابلاغ رسالت و اعلاى حضرت وقف گرداند تا به واسطهء ايراد مفاوضات بر مخدّرات ضماير سباع اطلاع يابد ، و از مضمون خواطر ايشان اعلام دهد ، كه گفته‌اند : الرائد لا يكذب أهله . زيرك كبوتر را تقريب تمام داد و به تمكّن بىنكال و علوّ بىانتقال نويد ارزانى داشت و چنان نمود كه رأفت ما دربارهء تو به غايت خواهد شد ، و بر اعوان دولت و انصار حضرت ترا مزيّت خواهد [
b
174 ] بود و ما را به فيض لطف بارى تعالى توقّع چنان است كه از استقلال تو در كفايت مهمّات كارها را نظامى ظاهر شود ، و امور مملكت را التيامى پيدا آيد ، و ثمرهء اين تجشّم اعقاب ترا رفعت مدّخر باشد . ترا به حكم رسالت از حضرت ما به نزديك طيور ببايد شدن و گفتن كه ملك تعالى خاطر ما را مغرس شفقت و معدن عاطفت گردانيد و زمام جهاندارى به راى رايق و انديشهء فايق ما مفوّض فرمود و از ايذاى حيوانات توبهء نصوح كرامت كرد . ما نيز به شكر اين لطايف بر اوراد تقوى مواظبت مىنماييم و بر شناخت حقوق اين موهبت مثابرت واجب مىداريم . بدين‌سبب رياض اغراض ما هر زمان از سحاب عنايت بارى ، سبحانه و تعالى نضيرتر است و ديدهء اقبال از كحل خلود قريرتر . و به هرچه راى متين ما را صغوى مىباشد و خطرات دل را رغبتى مىافتد ، دست تاييد آن را به نجاز مىرساند . و بعد از اين از شمول عدل ما جهانيان در خصب و فراغت خواهند بود ، و در كنف رفاهت و فراهت بخواهند آسود . از آنكه اعانت ملهوف و اغاثت مستجير از مواجب است و كمال كرم ما وسيع و آمال رعايا در انعام ما به فوز مقرون . و اگر لطف بارى ، عزّ و علا ، عالميان