تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
تكلّف خود را از درن آن پاك گرداند ، ذكر آن در افواه ساير باشد ، و آثار آن در خواطر باقى ؛ و جز به امتداد مدّت اندراس آن ممكن نگردد . و من چندان كه افعال و اقوال ترا در موازنهء عقل مىآرم ، هر دو را به احماد مقرون و به رشاد و سداد موصول مىيابم ، الّا آنكه دو عيب مشاهده مىافتد . اگر همّت مبارك هر دو را دور گرداند ، [
a
172 ] اطراف عالم و اقطار زمين به تو افتخار نمايند و از امتثال اوامر و ارتسام نواهى تو مقرّط شوند . يكى آنكه خود را به هر چيز ملوّث مىگردانى ؛ و ديگر كه به هركس انبساط مىنمايى و تقريب وضيع و رقيع جايز مىدارى و جهت هركس قيام مىكنى و به نزديك هركس تردّد مىنمايى . مرد كافى كامل كه كاس مداجات تجرّع نموده باشد و در بوتهء حوادث سبك يافته و خلاصهء جواهر او به واسطهء تجارب ظاهر شده ، و هموم دهر او را در سلك امتحان كشيده و دست قدر او را در كورهء امتهان تذويب داده ، چنين گفته است كه : تا مرد را به انواع امتحان نكنند ، و در خوف و رجا نيازمايند ، او را به علو دنو مخصوص نبايد گردانيد ، و از يمن منافثت نصيب نبايد داد ، از آنكه ثقت به هركس غايت عجز است ، چنان كه بزرجمهر گفت : إذا كان الغدر طباعا فى النّاس فالثّقة بكلّ أحد عجز . چه هركس كه بىامتحان كسى را تقريب دهد و بىتجربت به دو استيناس فزايد ، به دو آن رسد كه بدان بزّاز رسيد . زيرك گفت : اين حكايت عرض كن تا فوايد آن در كفايت مهمّات و بلوغ حاجات امام گردد .

حكايت

زروى گفت : چنان شنيدم كه بزّازى روزى به بازار صيّادى را ديد كه زغنى مىفروخت . بزّاز زغن را بخريد و به خانه برد . زن از او استكشاف حال كرد از خاصيّت آن مرغ . مرد گفت : او را خصايل حميده و افعال رشيده فراوان است . و از آن جمله يكى آن است كه از نفع و ضرّ و خير و شرّ آنچه مشاهده كند ، حالى چون