تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
و هركسى را خويى خاص هست ، و خوى خاصّ پادشاه سماحت و شجاعت و عدل است ، و خوى خاصّ علما تواضع و قناعت و صبر و استحيا ، و خوى خاصّ مخدّرات حفظ زبان و ضبط قاعدهء خدمت و كوتاه‌دستى و عفّت است . و خاصّه عادت حجّاب تملّق و تبصبص و تخاضع و تنقيت حال ؛ و سيرت خاص امرا تحمّل شدايد پيكار و ثبات نمودن در محاربت و در بدايت كار نهايت را ديدن . و پادشاه حليم و شهريار كريم آن است كه اغماض او نه از جهت مخالفت ايّام و ناموافقى روزگار باشد . از آنكه هركسى كه در دل دارد كه چون مرور ايّام و موافقت روزگار او را مهيّا شود ، انتقام را تقديم كند ، مثال او همچنان باشد كه ريشى كه هنوز او را غورى باقى بود امّا ظاهرش اندمال پذيرد ، و ليكن به اندك ضورى كه به دو رسد قيح او سيلان ياود و حكيم از مرهم آن قاصر باشد . و بايد كه سخاوت تو از شوب غرض و روب علّت مصون باشد ، كه سخاوت با ريا چون عبادت بىنيّت بود . و ثمرهء عبادت بىنيّت رنج تن و تعب خاطر باشد . و عقلا گفته‌اند كه : پادشاه بايد كه بر ظواهر و بواطن دشمن وقوف دارد و سرّ سيرت و خبو [
b
170 ] سريرت عدو او را معلوم بود ، كه نتيجهء عقل خفض اعادى و رفع موالى است ، خاصّه در آن وقت كه بر تحرّز خصم اطّلاع يابد و دشمن دفع تألّم را مستعد باشد . و نبايد كه چون ميان تو و خصم مسافتى بود ، مغرور شوى كه آن غرور سبب امتهان و داعى ارتهان گردد . و پادشاه بايد كه صد هزار دينار به استحقاق بذل كند ، محمودتر دارد كه يك دينار به جايى ناواجب بدهد . چنان كه آن بازرگان پسر خويش را جهت ترقيح حال و تصوّن مال وصيّت كرد . زيرك گفت : اگر از بهر فوايد و حصول عوايد ، وصيّت بازرگان معلوم گردانى ، بار ديگر مواعظ مضاف شود .