تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
را امام سازى . و هرچه به مردم سپارى نخست به دفتر خود مثبت گردان ، بعد از آن تفويض كن . و چون خواهى ستدن ، نخست قبض كن ، آنگه مثبت گردان . و چون اكابر دولت و اساطين مملكت پادشاه را به چيزى رغبت صادق باشد ، به ترك ربح آن بگوى . و با ارباب مناصب مناقشت روا مدار . و مال به كسب و تصوّن بسيار گردد و از قلّت به كثرت انجامد . و اگر به حكم امتحان خواهى ، اى پسر ! يك هزار دينار بيار تا ترا از آن انتباه فزايم و تخمين تو به يقين بدل گردانم . پسر برخاست و يك هزار درم به نزديك پدر آورد . پدر كميّت آن از او پرسيد . جواب داد كه : يك هزار درم است . پدر دست فراز كرد و يك درم برداشت . بعد از آن پرسيد كه : چند است ؟ جواب داد كه : نهصد [
b
171 ] و نود و نه درم . پدر گفت : وقت تنوّق و هنگام تأنّق است . ببين اى پسر از جهت يك درم ، اين مبلغ از مرتبهء هزارى بيفتاد . و چون اين يك درم ضمّ شود ، مرتبهء هزارى ثابت مىگردد . پس معلوم گشت كه حصول هزارى به يكى منوط است . اين يكى را از انفاق نامرضى مصون دار تا كمال هزارى مخلّد باشد . و اين حكايت از آن ايراد افتاد كه انفاق مال بىوجه مذموم است و به وقت نفاق به وجه محمود . و همچنان از عقلا شنيده‌ام كه : حركات و سكنات و خلوت و سلوت پادشاه بايد كه بر يك نمط مطّرد باشد و بر يك نسق مستمرّ . و پادشاه بايد كه به سلوت و خلوت تعوّد نكند و صيد را از تبرّع شناسد ، كه اين هردو مضلّ فكر صالح و مزيل يقظت طبع‌اند . و پادشاه بايد كه به عجب راى خويش معروف نگردد و از مردم تنفّر نمودن ، كه اين هردو سيرت ذميم است . از اين هر دو نصحا ممقوت و اوليا مطعون گردند ، و پادشاه بايد كه اوّل خود را در صدق قول و بغض كذب و وفاى عهد و كمال شجاعت و رأفت رعيّت مشهور گرداند و از صحايف حال خويش صورت ظلم و عدوان و زور و بهتان و افترا و كذب و بخل محو كند ؛ كه پادشاه چون خود را به قول دروغ معروف كرد ، اگر بعد از آن به