تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
چه طريق تمهيد كند و دفع خصوم بر كدام منوال دست دهد و تسهيل صعاب به كدام راى روى نمايد . پس جهت اين وسايل به اهتمام امور ممالك نپردازد و به سبب شواغل خويش خاطر بر تحصيل توفير نگمارد . و عقلا گفته‌اند كه پادشاه حصيف داهى آن است كه عيوب ارباب مناصب مستور دارد و افشاى رذايل ايشان در پيش وضيع و شريف ، مصلحت نبيند . از آنكه چون صاحب منصب جاهل بود و از دقايق كار غافل ، مستحق توبيخ و لايق تثريب پادشاه گردد . سبب آنكه چون نقّاد بصير بود ، نقد مزيّف قبول نكند و به نقش سكّه مغتر نشود . شعر
و من الغباوة أن تعظّم جاهلا * لصقال ملبسه و رونق رقشه
و ديگر بايد كه پادشاه در سه حال خود را به وقار دارد : يكى به وقت معاشرت ، و دوم به هنگام گوى و صيد ، سوم به وقت بار عام . چه در اين سه حال مرصد عام و منظر خاص باشد و همگنان در آن مشغول ، تا از حركات و سكنات و سوال و جواب او چه معلوم گردانند ، تا به ذرايع آن بر شهامت و خرق او اطلاع يابند ، كه عادت پادشاه صعب‌ترين عادات است . پادشاه نبايد كه متلف و مسرف بود ، از آنكه او معين دعايم و وكيل غنايم است و نبايد كه او همّت بر نهب اموال و اختزال مال رعايا مقصور دارد ، و به مغصوب از زيد و عمرو را تشريف دهد . و بايد كه هركس را لايق او اعتنا كرامت كند و ارعا مبذول دارد . و نبايد [
a
170 ] كه به وقت حكومات مداهنه را به خود راه دهد و قوى را بر ضعيف ترجيح نهد . و بدان كه جود آن است كه مركّب باشد از بخل و اسراف . و معلوم است كه پادشاه را به اصحاب اطراف و امراء ارجا احتياج است . امّا بايد كه چون شخصى را در طرفى تمكّن بغايت بيند و رعاياى آن ناحيت به ولاى او مايل ، تبديل او واجب داند و انزعاج او فريضه شناسد و در اخمال او مثال فرمايد ، تا از سكر غرور و مستى استعلا هشيار گردد و قدر ارفاق و اصطناع پادشاه بداند .