نيّت پاك شما در طلب علا ثابت شد و همّت بر روم غرض مصروف گشت ، غوايل فتن از صحيفهء ضمير محو گردان و حوايل تثوير از اطراف خاطر دور كن از آنكه هر مهم از عظايم مهمّات كه از سر خلوص نيّت و صفو طويّت در آن خوضى رود از اخفاق دور باشد و از خيبت مصون ، و آغاز آن محبوب و انجام آن محمود بود .
بيت
كه دولت يارِ آن نبود كه بر گِل بوستان سازد * چه دولت يارِ آن باشد كه در دل بوستان سازد
و بدانكه مرا در ضمير بسيار از انواع كلمات هست كه در اين حال زبان در بيان آن قادر است و خاطر افهام آن را متصدّى . اگر امروز در عرض تهاونى رود ، فردا چون اعلام اقبال منشور شود و معالم دولت مشهور گردد و لواى رفعت در خفقان آيد ، وقار حضرت جلّت فصحاى عالم را الكن گرداند . بايد كه پيش از ضبط معالى ، [
a
160 ] مواثيق عهود مؤكّد گردانى و وفاى آن را در ضمير منير ممهّد دارى ، چنان كه دست تضريب حسّاد از فضّ و قضّ آن قاصر باشد و زبان تثوير اضداد از تزوير آن عاجز ، و پاى نوايب بساط اخفار آن ذمام نسپرد .
و هرچند راى رايق و فكر ثاقب شما مسدّ مجال محال اراذل است ، امّا غرايب و عجايب روزگار بسيار است و بدايع و روايع فلكى بىشمار . و هرگاه كه كافى كامل حصول غرضى را مستقل شود ، و فوز مرادى را مستبد گردد ، از اعراض محترزتر باشد كه از مواجب . چنان كه كدخداى كه نفقات را مستعدّ باشد امّا از اخراجات ناواجب توقّى نمايد ، كه از رواتب معهود ، جهت آنكه ممكن باشد كه خرج اعراض بيش از استطاعت افتد و خرج رواتب از معهود نگذرد .
زيرك جواب داد كه شرايط عهود ترا متضمّنام و حفظ عهد را متقلّد . هر چه مطلوب ضمير و محبوب خاطر توست ، اقتراح كن و خباياى سرّ خويش بر طبق ظهور نه تا از تأكيد عهد و ترصيع ميثاق خاطر ترا رفاهت و نباهت فزايد و ترا بر