تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
گشاده ، اقبال ترا استقبال نمايد و دوستان از سر شفقت و دشمنان از بيم مشقّت انقياد نمايند ، و علوّ مراتب تو راسخ شود و نواحى جلال وسيع گردد . و هر كس كه استشراق سناى ترا متأهّب شود ، او را به نور رأفت مخصوص گردان كه شرف اهل روزگار در ذكر خوب و محاسن محبوب است . و بفرمايد دانستن كه ملك را به شمشير در ضبط توان آورد ، و در آن حال اگرچه مردم مكره باشند و اذعان را كاره ، شعر
لا ينطقون عن الفحشاء إن نطقوا * و لا يمارون إن ماروا بإكثار
امّا به آخر عقايد به ولا گرايد و در ضماير هوا قرار گيرد . و هر پادشاهى كه در اوّل به شمشير تمشيت پذيرد ، مردم از خوف جلا مطاوعت لازم دارند ، و از بيم تغرير و روع تعزير مشايعت نمايند . امّا به آخر عقود عقايد وهن فاحش پذيرد و هدم بنيان آن ناموس به كمتر سطوت و به ادنى صولت ميسّر گردد . در اين حال ، موافق اين احوال كه خاتمت آن محمود باد و عواقب آن به نظام مقرون ، آن است كه بنياد دولت بر دفع ظلمه و قمع فجره فرمايى نهاد ، تا چون حضرت [
b
159 ] مبارك مجمع كبار و مطمع صغار گردد ، عقلا از بهر مزيد مقدرت و ادراك مكرمت ، مناصب را جويان شوند ، و سفها از بيم تعريك از طلب عظايم مهمّات احجام نمايند . كارها از تزلزل نوايب و تخلخل شوايب محروس ماند . و هر زمان نصرت رايد و ظفر زايد شود . زيرك جواب داد كه زمام حكم به راى رزين تو مفوّض فرموديم و صوابديد ترا محرز مبين و مكرم متين داشتيم . در تهذيب اشغال و تشذيب احوال استقلال نماى و هر چه به ارتفاع ما و استخدام سباع تعلّق دارد ، قبلهء كار و قدوهء كردار ساز ، إفعل ما شئت . زرو چون مشاهدهء احوال كرد و رغبت او در طلب سنا صادق ديد ، با خود گفت : النّطق فى موضعه من أشرف الخلال . بعد ايراد دعا و اداى ثنا گفت : چون
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 290 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور