طلب ثواب آخرت بذل شد . چه مظنّهء عقلا كسب ثواب جميل است و ادّخار ذكر باقى . از آنكه به عين اعتبار احوال قدما مشاهده كردند ، يقين دانستند كه دوام وجود در اين عالم عنصرى متصوّر نيست ، پس موجود متحيّز را اميد خلود باطل باشد ، از آن سبب در خلاص نفس باقى از شقوت ابدى كوشان شدند ، و حقيقت بدانستند كه در تحصيل لذّات فانى غايت جهالت و محض ضلالت است ، و اگر بر كسى حرص غالب باشد و آز متسلّط ، اوليتر آن است كه همّت بر ذخاير صيت معالى و سمعهء شريف مصروف گرداند . و هيچ پادشاهى وراى آن نيست كه ذكر خير كسى در افواه ساير شود و در اقطار طاير گردد ، و هر كس او را به ايادى و ارفاق نسبت دهد .
بيت
هر كه پرهيزگار و خرسند است * تا دو گيتى است ، او خداوند است
زرو گفت : خلايق بر سه نوعاند ، يكى آنكه بر قوّت ذات و بسطت جسم او را اتّكا باشد و بدانسبب قناع قناعت از پيش بردارد ، و در طلب [
b
153 ] مزيد جاه و مزيّت مال استبداد نمايد ، و دوم آنكه به قلّت مال و خمول نفس راضى شود ؛ و آن از غايت تكاسل و وفور ذبول باشد ، و سيم آنكه به واسطهء عقل حدّ اعتدال نگاه دارد و اين طريق ارباب فطانت و اصحاب ديانت است . پيغامبر عليه السّلام فرموده است كه : خير الأمور أوسطها . هر كس كه به تأييد حضرت قدس و موافقت حدس در اين سمط انضمام يافت و در اين سلك منخرط شد ، از تجرّع كاس هوان ايمن گشت و از مرارت ازرا فارغ .
و حقيقت رتق و فتق و قبض و بسط و عزّ و ذلّ و شقوت و سعادت لايق حرفت و موافق نسب آيد ، از آنكه نضرت رياض به مطر سحاب تعلّق دارد . اگر وفور عنايت ايزد تعالى شخصى را محيط گردد ، به تعزّز و تكرّم آخرت محظوظ شود ، و تأييد آسمانى سيادت سرمدى در وعاى او نهد . بدين وسايل منظور عالميان و مذكور جهانيان گردد . و آنكه از دنائت همّت به خسّت طبع خود را به