فسحت ناحيت و فراخى اطراف و رحب اكناف نامتناهى شود ، و هر زمان بريد سعادت به مزيد سيادت خبرى آرد ، و هر لحظه بشير دولت به مزيّت قدرت بشارتى دهد .
و چون پادشاه به بسطت جسم و قوّت ذات موصوف شد و در دل خاص و عام مهابت او ثابت گشت ، اضداد به يكديگر موافقت تواند داد ، كه چون پادشاه به حذاقت معروف بود و رعايا به ديانت مشهور باشد ، ميان ايشان ملك را دوامى و پادشاه را قوامى بود . جهت آنكه چون پادشاه به فطانت موشّح و رعايا به امانت مرشّح نباشد ، اختلال بلاد و ابتذال عباد ظاهر شود . زيرك جواب داد كه : من از عنفوان جوانى و ريعان عمر تا اين غايت در صحبت گوسفندان و قربت درازگوشان بودهام و از اقتباس هنر و اقتناص معانى دور . آلتى ندارم كه بدان اكتساب شرف مرا ممكن گردد و به وسيلت آن فضايل اقبال به خدمت من استقبال نمايد .
شعر
و كلّ إنسان له جوهر * يخبر عن جوهره فعله
زروى گفت : علم چيزى است كه به تعلّم حاصل گردد و به منافثت فضلا ميسّر شود . و هرچند مرد به جمال فهم و كمال ادراك مشهور باشد ، از تجارب امور و تقلّب دهور شهامت [
b
150 ] او زيادت گردد و بر آن فطنت او را اعتضاد فزايد . زيرك جواب داد كه فضلا گفتهاند : مرد كافىتر باشد كه پيش از خوض اعمال و ملابست اشغال ، فوايد عمل و عوايد شغل بشناسد ، و منافع و مضارّ آن را به قدم عقل بسپرد . اين مكانت كه به دو اشارت مىكنى و اين اقتدار كه مرا در آن تحريض مىنمايى ، آبا و اجداد ما را اين تمنّا نبوده است و ايشان خود را مستحقّ اين منزلت ندانستهاند . و معلوم است كه هر كس كه در طلب شغلى و خواهان عملى باشد كه ذات او از تنظيم آن شغل و ترشيح آن مهم قاصر بود ، اگر ضبط آن مراد او را مسلّم نشود ، مرصد تعريك و مربض توبيخ شود . و اگر از اتّفاق حسنه