كه از بهر استخوانى معروق و كسرهاى محروق ، چندين تبصبص ترا ببايد نمود و چندين اقعا لازم داشت .
و من از عقلا شنيدهام كه : پادشاه آن بهتر كه حليم باشد و بىعجز ، و عفو كند از سر قدرت ، و سخاوت [
a
146 ] ورزد بىريا ، و ارفاق مبذول دارد بر اصحاب صلاح ، و مشفق باشد بر رعايا . و ترا بر من و بر ابناى جنس من منّتى تمام است و ايادى شما دربارهء نوع ما شامل . هميشه به اعتضاد شما از اضطهاد سباع ايمن بودهايم . از آن سبب منّت شما در ذمّت ما ثابت است و اداى مكافات در ضمير مترسّخ . اگر چنان كه راى مبين و فطنت متين شما اقتضا فرمايد ، اندر اين بيابان مقام سازى و حلّ و عقد اين طرف در ضبط آرى ، و منافع و مضارّ آن را متصرّف شوى و بر آن ثبات و رسوخ نمايى ، عزّ ابدى ترا ميسّر گردد و شرف سرمدى ترا در حجر خود گيرد .
بيت
تو يك ساعت چو افريدون به ميدان باش تا زان پس * به هرجانب كه روى آرى ، درفش كاويان بينى
تا من نيز به يمن اقبال تو مشهور گردم ، و از ملازمت خدمت و ملابست عبوديّت خداوند منظور شوم .
شعر
فإن أحييتنى بقبول قولى * أعيش به و ساعدنى القضاء
كه مرد اگرچه كافى و كامل باشد ، چون جهت قوام كار و نظام احوال مشيرى نيابد كه به مصلحت ديد و صواب شناخت او به قضاى مهمّى و دفع ملمّى خوض كند ، تدبير او موافق تقدير نيايد و تير مراد او به هدف شرف نرسد ، و ارباب فضايل و اصحاب فواضل گفتهاند كه : پادشاه را پنج جنس مردم بايد كه ملازم باشند :
يكى كاتبى فاضل كه مطلع خطاب و مخلص خطا و صواب شناسد ، و هنگام