تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
كرام و دأب فضلا است : يكى آنكه آن گويد كه به قوام كار و نظام امور او متعلّق باشد ، و از كلام فضول كه در او مضرّت و منقصت بود توقّى نمايد ، و ديگر آنكه در بدايت كار نهايت حال مشاهده كند ، چنان كه آن باغبان كه در هنگام غرس به ثمره نگرد تا به چه وسيله ايناع آن زودتر ميسّر گردد و فوايد و عوايد آن چه‌قدر بود ؛ و سيم آنكه مكافحت بر مصادقت اختيار نكند و تغرّب را بر تقرّب تفضيل ننهد كه از مشاحنت نكبت تولّد كند . و هر كس كه معاشرت اعمال او جز بر اين سيرت بود ، عقلا او را از جمله اكياس و اصحاب دها ندارند . كه فضلا گفته‌اند كه : سخن را ببايد دانست كه چه بايد گفتن و كى بايد گفتن [
a
130 ] و اندر چه موضع بايد گفتن ؛ و مخاطب هر سخن كه را بايد داشتن ، جهت آنكه سخن را مهابت تمام است و تأثير بغايت اندر نفس و ضمير كه از نيك و بد آنچه گفته شد ، ردّ آن ممكن نگردد و عذر در آن مقبول نشود . و فضلا گفته‌اند : سه جنس مردم هميشه خايب و خاسر باشند : يكى آنكه با كفات اندر اسباب علم مناصبت بىوجه كند ، ديگر ضعيفى كه با قوى مصارعت نمايد ، سيم معسرى كه با مؤسر مبارات لازم شناسد . ترا اندر اين حادثه هدايت از كفايت خويش بايد جست . بعد از آن كه بر اسرار شهريار و ايقاد ايراى او اطّلاع يافته بودى كه دلايل اسرار و براهين ضمير به مشاهدهء حال و اداى الفاظ و سعى افعال تعلّق دارد ، خصوصا نيّت پادشاه بر خدّام ، چه مرد دانا و فاضل كامل و حاذق فايق در مهمّات بر غوارب اصطبار نشيند و به نواجذ سكون عضّ سداد واجب داند و اطراف و ارجاى وقار به چشم اعتبار ملاحظت كند . و اگر به سبب شخصى ارتعاصى يابد ، به صبر آن را استقبال واجب دارد ، تا به هدايت صبر انتقام آن او را ميسّر گردد ، كه گفته‌اند : الصّبر على الغصّة يؤدّى إلى الفرصة . كه حصن بليّت را مجانيق صبر معدوم گرداند ، كه تغيّر احوال مستحيل نيست ، نه خير را دوام است و نه شرّ را ثبات . شعر
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 239 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور