ايشان از روى حسد و از سر حقد ، نصايح مستور دارند و قبايح معلوم گردانند و اگر عيبى ندانند ، افترا كنند .
شعر
إن يسمعوا ريبة طاروا بها فرحا * عنّى و ما سمعوا من صالح دفنوا
صمّ إذا سمعوا خيرا ذكرت به * و إن ذكرت بشرّ عندهم أذنوا
احوال ايشان به تمويه و تنويه ملوّث باشد ، و تقريب ايشان از تنوّق و تأتّق دور . مال را ردّ كن كه نفس ايشان به نور هنر متبلّج و به فوح فضل متأرّج نباشد ؛ و هر كس كه از ايشان وفا و حفاظ طلبد ، چنان باشد كه از عقيم [
b
119 ] ولادت خواستن ، و از بيمار شفا جستن ، و از حنظل حلاوت شكر و از گربه صيد شير توقّع داشتن . در اين حال احتراز مفيد باشد كه اگر نعوذ باللّه ايشان را به حضرت مادنو حاصل شود ، فرزندان ما را از ذروهء علو همّتى به حضيض تدنّق آرند ؛ زيرا كه طباع ارباب سنا و سيرت اصحاب علا به خلاف عادت ارباب خساست و اصحاب رذالت است . اين حكايت از آن اعادت افتاد تا بدانى كه خصال كرام به خلاف عادت لئام باشد .
هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ .
شعر
يجلّ عن القياس إلى سواه * و أين الورد من شوك القتاد
و علما گفتهاند كه : از مرد كافى چون خطايى صادر شود و خويشتن بر آن تعريك و تعنيف نيابد ، همواره نديم ندم باشد . چون توبيخ كم از جرم بيند ، متضمّن منّت شود ؛ و چون برابر زلّت تثريب يابد ، راضى گردد . و چون بيش از هفوت بود ، تخاضع نمايد . امّا جاهل چون به معصيتى مأخوذ گردد ، اگر ابقا يابد ، بر معصيت جسور گردد ، و چون كم از زلّت عقوبت ياود ، كفران كند . و چون لايق هفوت تعريك يابد ، ضيم انگارد ؛ و اگر عقوبت زيادت از جرم بيند ، عاصى شود .
دادمه به كفايت معروف است و به درايت موصوف . اگر از غايت انبساط و شمول اعتماد كه بر رحمت فايض و كرم كامل خداوند داشت آن سماجت از او صادر