و به استعداد و استغفار آن قيام چگونه نمايد ؟ و پادشاه سياست و تهديد او را به چه طريق تقديم فرمايد ، كه حفظ مصالح ملك پادشاه را از فرايض است و اهتمام دقايق جهاندارى از مواجب ، كه امير المؤمنين على مىفرمايد : آفة الزّعماء ترك السّياسة . و احوال آن مأخوذ مطعون كه در آن نوب به كدام وسيلت جهت نجات استبداد نمايد ، و از بهر خلاص و مناص ، وقت افتراص چگونه ضبط كند و باز نمايد صدق اصدقا و ثمرهء ولاى ايشان و فوايد و عوايد خلوص عقيدت ، و عداوت اعدا و ريع بذر عناد و تجنّب از غلبهء خصم و تمسّك و تقرّب به و داد دشمن ؟
ملكزاده گفت : هر كس كه به خدمت سلاطين مواظبت نمايد ، بايد كه صدق و عفاف را حليت زبان و زينت حال سازد ، و نبايد كه از بهر مسرّت و مبرّت خويش ، مضرّت و معرّت مماليك و ممالك خداوند خويش طلبد . و همواره نظر بر خواتم و عواقب دارد تا از وصمت نكال و اختلال احوال و تقريع اجانب و تعريك اقارب مسلّم ماند . چه هر كه عاقل بود ، يك لحظه از قوام و الام عاقبت غافل نباشد .
شعر
يرى عاقبات الرّأى و الرّأى مقبل * كأنّ له فى اليوم عينا على غد
و موافق اقتراح ملك ، حكايت دادمه و داستان است . شهريار فرمود كه : بحر [
b
106 ] تبحّر تو زاخر است و بدر فضيلت تو منير . بايد كه احوال ايشان عرض گردانى تا به اصغاى آن همّت ما مصروف گردد ، و رايحهء راحت به مشام قريحت ما رسد .
حكايت
ملكزاده گفت : چنان شنيدم كه شيرى بود به شجاعت معروف و حماست موصوف . حرب را طالب و محترز از مثالب . كسل از ذات او دور ، و جرأت بر