تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
طريقى صعب است ، آن وحدانيّت بارى است كه خلايق به وجود او معترف‌اند امّا از ادراك كيفيّت او قاصراند . و آن كه به وجهى هزل و به وجهى جدّ است ، امثال و اسمار قدما است . و جزوى كه بر كلّ خويش محيط است ، عقل است چون كمال حاصل گرداند . و آن جزو كه از كلّ شريف‌تر است ، آن دل است كه منبع حيات و شريف‌ترين اعضا است . ديو چون آن جوابها شنيد و بر كمال براعت و غايت تبحّر و شمول خبرت او وقوف يافت ، از او اضراب كرد و خاموش گشت . مردم را ارتياد فزود و به اتّفاق گفتند : أبدى الصّريح عن الرّغوة . به استظهار تمام گفتند : الآن حصحص الحقّ . بر قرار عهد و تمهيد ميثاق ديوان را در زمين محبوس كردند . هر كه در اين باب به چشم اعتبار التفات نمايد ، بداند كه حق همواره مؤيّد و باطل مقيّد بوده است . و اگرچه يك چند اراذل به علوّ بىاصل و سموّ مزوّر مخصوص شوند و جهت مزيد رفعت و مزيّت نعمت به ارتماض ارباب الباب استقلال نمايند ، و حطام قذر دنيا ايشان را بر آن ازرا اغرا دهد ، عاقبت قيّم عالم در تظفير حق و تأييد فضل رأفت كرامت كند ، و قصّهء غصّهء ايشان از صحايف خواطر جمله به طلاسهء ارعا و اعتنا پاك گرداند ، و روح راحت و رايحهء استراحت به مشام ايشان رساند . بعد از اين اگر محمّد غازى را از خسف [
b
105 ] سعى مشتى خامل و نسف بغى طايفه‌اى جاهل امان باشد و از حصات السنهء غوات فور خاطر و غليان ضمير او كم گردد ، و عنايت ايزد تعالى هر فدم بىحاصل و وغد خامل را به قهر خمول مأخوذ گرداند ، و زمرهء خبّ لئيم را به ضرّ ذبول گرفتار كند ، به تلفيق باب دادمه و داستان به توفيق خداى خوض نمايد و به نكت غريب و امثال بديع و اشعار مهذّب آن را موشّح گرداند . ايزد تعالى حظّ فضلا علا دهاد و ضماير ايشان را از جلاى جهّال جلا ارزانى داراد ،
وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ .