تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
است . و نيز از روى اعتبار در اين عناصر نظر كرديم ، ايشان را گاه رهين مختلعه و گاه قرين مستجده يافتيم . دانستيم كه مدبّر و مغيّر ايشان ، قيّوم لم يزل باشد . تعالى اللّه عمّا يقولون الظّالمون علوّا كبيرا . و همچنان شروق و غروب سيّارات را مشاهده كرديم . حقيقت شد كه هر متحرّك را محرّكى بايد ؛ و هر شارق و غارب را مشرقى و مغربى . و آن ذات بارى است جلّ و عزّه . و همچنان عالم اجرام مركّب است و هر چه تركيب دارد ، متناهى بود ، و متناهى محدث باشد . پس چون عالم را محدث يافتيم ، دانستيم كه آن را محدثى بايد و آن ايزد است ، تعالى و تقدّس ، كه وجود او وحدانى است و هويت او حكمت است و حكمت او قدرت او است ؛ و فوق او نه جهت مكان است و وجود او نه به زمان است ، و عظمت او نه به مقدار است و صفت او نه زايد است بر ذات . و افعال او منزّه است از حركات . ديو گفت : از چه مقرّر شد ترا كه آخرت را به شما مبذول خواهد داشت ؟ دينى گفت : [
b
103 ] چون به واسطهء حزم نظر كرديم ، عنايت او ديديم كه جهت عبوديّت ما را از عدم به عالم آورد . دانستيم كه چون از سر اخلاص ابتغاى مرضات او را استبداد نماييم ، عبوديّت ما را اثرى شامل باشد ، كه لطايف بشارت :
إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
، ما را مستظهر گردانيده است . ديو گفت : معلول اوّل كيست ؟ دينى گفت : عقل كه ايجاد او بىواسطه فرمود . ديو گفت : ايزد تعالى عالم را جهت چه آفريد و در افناى او حكمت چيست ؟ دينى گفت : ابداع آن سبب ظهور كمال و افناى آن جهت اتمام قدرت . ديو گفت : ملك تعالى همه عدل فرمايد يا بعضى عدل و بعضى ظلم ؟ دينى گفت : حكم ذات مقدّس عدل محض و رحمت خالص باشد . ديو گفت : چون است كه يكى را خلقت تمام داد و يكى را ناقص آفريد و يكى را معسر و يكى را موسر ، و يكى را عمر تمام داد و يكى را در ريعان شباب و عنفوان جوانى به فنا برد ؟ اين از آن است كه در قدرت قصورى بود يا بخل كرد ؟ دينى گفت : اين جمله هداياى الهى است ، هر يكى را لايق حال و مستحقّ افعال ،