علوم است و صيانت آن و بذل كردن بر حسب وقت بر اهل . ديو گفت : منحت كدام محمودتر و كدام جزيلتر و كدام مفيدتر ؟
دينى گفت : سماحت چون از فاقه مأمون بود ، و آن جزيلتر كه از توقّع مكافات معصوم باشد ، و آن مفيدتر كه به مستحق [
a
102 ] مراعات و مستوجب عنايات رسد . ديو گفت : آنچه بر جان ترجيح دارد كدام است ؟ دينى گفت : آن كه جهت او بذل جان روا دارى . ديو گفت : از مرگ چه صعبتر ؟ دينى گفت : ذلّ بعد عزّ و اعسار بعد يسار و علّت بىترصّد صحّت . ديو گفت : سبب فقر چيست و تدارك آن چه ؟ دينى گفت : اسباب آن چهار است : يكى از اقتضاى دور فلك ، ديگر از تعدّى و بغى پادشاه ، سيم از كسل و اهمال اقتراف ، چهارم از اسراف . امّا علاج فاقه كه از ادوار افلاك باشد ، رضا و تسليم است و تدارك اسباب ديگر ، ترك تقصير و تبذير . ديو گفت : كدام كثرت است كه مضرّت آن شايع است و كدام قلّت است كه منفعت آن ساطع است .
دينى گفت : بجز فضيلت ، هر كثرت كه هست ، سبب شجو و موجب روع است ، و قلّت كه رايد منفعت است ، نزارت معصيت و كمى اكلت و قلّت مكالمت است . ديو گفت : چيست آن كه نعمت زيادت گرداند ؟ دينى گفت : سبب آن در سه چيز مضمر است : اوّل رضا به موصول ، و دوم محمدت به محصول ، سيم ترك منّت ، از آنكه : ليس الكريم إذا أسدى بمنّان . ديو گفت : كدام محمدت است كه قرين مذمّت باشد ، و كدام كس به توبيخ و تعنيف مستحقتر باشد ؟ دينى گفت :
نفعى كه به ضرّ مردم طلبند و شخصى كه از تبكيت نينديشد . ديو گفت : توقير بهتر يا مال ؟ دينى گفت : نزد هر كس آنچه محبوبتر .
ديو چون بر فضايل دينى عثور يافت ، مضطر و مضطرب شد ، با خود گفت :
أنكحنا الفرا فسنرى . اين ممارات خطا بود . امّا پندارم كه از علومى كه به معرفت حضرت جبروت و ملاء [
b
102 ] اعلى و آثار ملايك تعلّق دارد ، دينى خالى باشد .
تقرير فردا دادند ، و شمل ديوان تشتّت يافت . ديگر روز به معقد موعود و مقعد