خلق و واقى او كيست ؟ دينى گفت : اساس او حياست و راقى او فضل . ديو گفت :
كدام چيز است از تو دور و ادراك آن سهل است ؟ و كدام چيز است به تو نزديك و ادراك آن صعب است ؟
دينى گفت : آن كه دور است و عرفان آن سهل ، اين جهان است ؛ و آن كه به من محيط است و ادراك آن صعب است ، كيفيّت جان است . ديو گفت : آن كه او را بخت خوانند چيست ؟ و او كه آن را اتّفاق خوانند كدام است ؟ دينى گفت : اسم بخت بر آن اطلاق كنند كه از ادوار فلكى و تأثير سيّارات حاصل شود ، و اتّفاق آن را خوانند كه سبب آن معلوم نباشد . ديو گفت : آن كه مردم از حصول آن خشنوداند ، كدام است و آن كه از او شاكى ، كدام ؟ دينى گفت : آن كه از او راضىاند ، عقل است ، و آن كه از او شاكىاند ، ارزاق . ديو گفت : عادت ملايك كدام است و سيرت شياطين كدام ؟ دينى گفت : شيم ملايك صدق و صفا و نضافت و تضمّن منّت و بىغضبى و استغنا است ، و خوى ديوان بذا و ايذا و حسد و حقد و غضب و ادناس . ديو گفت : خاسرتر مردم و خسيستر كيست ؟ و خيّر و محسن كيست ؟
دينى گفت : زيانكارتر كسى آن است كه از او احسان صادر نگردد و ديگران را از ارفاق و اشفاق منع كند . و خيّرترين مردم آن است كه به طبع محسن باشد و از كسى توقّع مكافات ندارد ؛ و اخسّ مردم آن است كه بستاند و ندهد . ديو گفت :
كدام مردم حريصتر ؟ دينى گفت : آن كه از حليت تديّن عارى و از زيور ورع عاطل باشد . ديو گفت : كدام مردم مستغنىتر ؟ دينى گفت : آن كه قانعتر . ديو گفت :
كدام مردم قوىتر ؟ دينى [
b
100 ] گفت : آن كه تارك منيّت باشد و به عذاب اليم و خوف شديد و كربت ملمّ صبورتر . ديو گفت : كدام مردم خاموشتر ؟ دينى گفت :
آن كه حيا بر او غالبتر . ديو گفت : كدام چيز اندر جهان مضرّتر ؟ دينى گفت : عمر دراز پادشاه جاير .
ديو گفت : كدام مرد فاضل باشد كه بذل فضل جايز ندارد ؟ دينى گفت : منع