تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
فضيلت از وقيح و سفيه و بليد و كودن شرط است ، از آن سبب كه چنان كه بيمارى را كه مزاج منحرف بود ، هرچند جهت ازدياد قوّت او را غذا بيشتر دهند ، آن غذا مقوّى علّت او شود . همچنين مرد جاهل را هرچند تعليم بيشتر دهى ، جهل و سخافت او زيادت گردد . ديو گفت : چيست آن كه در او تفاوت بسيار است ؟ و چيست آن كه تفاوت را در او مجال نيست ؟ دينى گفت : تفاوت آدميان در فضيلت باشد ، از آنكه به واسطهء فضايل شخصى خود را به محلّ ملك رساند ، و ديگرى به ذريعت جهالت خود را در زمرهء شياطين آرد . و آن كه تفاوت را در ايشان مجال نيست ، ديوان‌اند كه در غباوت و غوايت و جهالت و ضلالت متساوىاند . ديو گفت : در عالم سماحت كدام است و خير كدام ؟ دينى گفت : هر چه نتيجهء عقل و ثمرهء خرد باشد خير است ، و هر چه ثمار جهل و ريع نادانى بود ، شرّ است ؛ چنان كه هر چه مرغوب طبيعت است ، آن را غذا خوانند ، آنچه مخالف مزاج باشد ، آن را دارو خوانند . ديو گفت : فضيلت متابع زهادت بهتر يا زهادت تابع فضيلت ؟ دينى گفت : اين هر دو چون روح و جسم‌اند ، به مجاورت يكديگر مفيد باشند . ديو گفت : [
a
101 ] معصيت عظيم كدام است ؟ دينى گفت : اهتضام حق و بخس واجب و سفك دما و هتك حيا . ديو گفت : احسان كردن در حقّ كدام جنس مردم مفيدتر باشد ؟ دينى گفت : در حقّ معسرى كه به صلاح انفاق كند : ديو گفت : تعريك چند جنس مردم محمود عقل و مقبول خرد است ؟ دينى گفت : در حقّ كسى كه در ايذاى شخصى ابتدا كند و او را از آن ندامت حاصل نيايد و در حقّ كسى [ كه از اضطهاد خلايق عاجز باشد و امّا مردم را بر اعتدا و بغى تحريض دهد و در حقّ كسى ] كه به كمادت و نجادت كسى ارتياح نمايد . ديو گفت : حسودترين مردم كدام است ؟ دينى گفت : آن كه به خير كسى مكتئب باشد كه او را از آن ضرر نخواهد بود . ديو گفت : اندر جهان چه عزيزتر و نزد عقل چه خسيس‌تر ؟ دينى گفت : فضل عزيزتر و طمع خسيس‌تر . ديو گفت : كدام چيز مردم را متألّم دارد ؟ دينى گفت :