و در منقصت شهوت مواظبت نماى ؛ و به مدح و قدح جهان مغتر مشو كه حازم فطن از اطرا و ازراى رعاع فارغ باشد ؛ چه هر كه از انوار حزم مستنير شد و از مهر خرد مستضى گشت ، اگرچه خطارت عالم و نضارت جهان خادع و رادع است ، در مضمار ضمير او مجال خديعت نياود و او را در ظلمات جهالت و تيه ضلالت نيندازد . من اتّقى اللّه وقاه و من اعتصم به نجاه .
و بدان اى ملك كه اگر مىخواره در مرارت خمر و مناقرت حرفا و افساد رياحين و فتنت اصحاب مجلس و صداع خمار و شدّت احتراز در آنكه نبايد كه از من حركاتى صادر شود كه سبب اهانت و داعى استهانت گردد . و خسارت اهمال اشغال و تقريع اقارب و اجانب تنوّقى نمايد ، عقل را حاجز آن لذّات يابد . پس عاقل نبايد كه خاطر خود را محلّ ولا و مناط هواى شراب سازد ، از آنكه مطلوب عقل آن است كه بر حقايق اشيا و دقايق ما يشاء اطّلاع يابد ؛ و مىخواره خواهد كه يقظت او غفلت گردد ، و حصافت او سخافت شود ، و عثور او به عثار انجامد ، و احترام او به اخترام رسد .
و همچنين مرد بسيار خوار اگر مرارت شربت و دنف مرض و وعك سقم و خوف هلاك و وهن قوى و استرخاى اعضا و تحمّل شدّت علّت و اذعان اطبّا [
b
84 ] و تضرّع اطفال و ابتهال عيال و تحرّق والى و تحسّر موالى و خيبت از لذّات حيات و دوام ظلام رمس بينديشد ، ترك آن لذّات او را سهل آيد ، و رفض آن نزهت او را آسان نمايد . و همچنين مرد شبق اگر از تعنيف احباب و اضراب اتراب و اعتناى قوّاد و تعريك خصمان و تفنيد ياران و خوف غمّاز و سهر شب و تبكيت عقلا و تلويث مباشرت و وهى قوّت ياد كند ، از آن تودّد و تردّد اجتناب فريضه شناسد .
و همچنين [ مرد ] صيّاد اگر از مخاطرهء سوارى و كثرت كلف و قلّت نفع و تضييع روزگار و اهمال مهمّات فريضه ، و وقايع مصيد و ملاقات سباع و مهابت سورت دد ياد آرد ، اقدام را مجال مسدود شود .