تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
دان كه آثار معدلت از وجنات او متلالى است و امارت انصاف بر ناصيهء او ظاهر . و او پادشاهى است كه رعاياى خود را در حريم امن و حضانهء امانى دارد . و بدان كه بارى عزّ و علا ملايك را از ترك طمع و رفض حرص و عدم غضب آفريد ، و شياطين را از غيظ و قيظ و حسد و لجاج و سخافت ايجاد كرد ، و آدمى را از اين [
b
85 ] دو تركيب داد . هر كه سعيد باشد ، خود را به ملايك انتما دهد ؛ و هر كه شقى بود ، از افعال نامرضى خود را در سلك شياطين كشد . اى ملك ! عقل را بر نور بصر اختيار كن . چه اگر بصر را از حوادث زمانه و وقايع ايّام ضررى رسد ، عقل كه بريد صادق و مريد مشفق است ، قايم مقام او شايد . و اگر از شقوت عقل را حايلى افتد ، بصر به نيابت او استقلال نتواند نمود . و خود را اسير مال مكن كه مال به غذاى لذيذ ماند كه مرد مبطّن در تناول آن مبالغت نمايد ، و از مرض مبيد و رمض مبير نينديشد . چون از شدّت هيضه و غلبهء علّت قرين دنف و رهين تلف گردد ، ندامت او را مفيد نيايد . و جدّ نماى در استصغار حواس و تصفيد حرص ، كه ايشان عصبهء غاشم و طايفهء ظالم‌اند و در تناصر و تظاهر يكديگر مجدّ ، و تو تنهايى . هر آينه اگر تغافل ورزى ، در غوغاى ايشان ابتلا يا بى . و تسلّط ايشان به جايى رسد كه مشارع حيات ترا مكدّر گردانند ، و مزارع صنايع ترا به امحال معايب رسانند . و سعى كن تا خود را در صحايف سعدا و صحيفهء فضلا مثبّت گردانى ، كه افعال محبوب و اقوال محمود ذكر تو را انتشار دهد ، تا مرصود و مقصود عالميان شوى ، و ترا از فرزند مقبل و برادر مشفق به باشد . چه اگر فرزند خلف نبود ، محاسن ترا به وسخ قبايح ملوّث گرداند ، امّا فعل خير بر روى روزگار مخلّد ماند و شمايل و مخايل تو تمثّل گردد . بدان‌كه اين جهان خراب است ، هر كه در خراب استقرار جويد ، مفلح نباشد . پس عاقل آن است كه خود را به شراب سراب او مغرور نكند [
a
86 ] و در پارگين او درّ ثمين نجويد . و بدان‌كه دنيا چون بيمارى است كه هر كه به خدمت و عيادت او مواظبت نمايد ، علّت او به دو سرايت كند ؛ چنان كه اطبّا از ادواى او عاجز