تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
مبالغت رود منّت نپذيرد ؛ و اگر قدح شنود باك ندارد . بىاستحقاق رعايت كند ، و بىخطاى تعذيل نمايد . روضه‌اى است كه ازهار او اغمار است و انوار او اضرار . مركز مرگ و محطّ هلاك است . و از اين سبب عقلا گفته‌اند كه مضرّترين موجودات و مبيدترين اشيا مرگ است كه او عدوى صريح و خصم وقيح است ، از آنكه مكافحت دشمن و ردع خصم امّا به ملاطفت و امّا به مناصبت ميسّر توان كرد ، اما علاج سورت مرگ و دفع سطوت او در حدّ امكان نيايد و چندان [
a
82 ] در مناقشت مجد باشد و در منافات مستبد كه به هر وجه كه تواند ، غرض خويش از خصم حاصل كند و نظام او گسسته گرداند . بيت
تو چو موش از حرص و دنيا گربهء فرزند خوار * گربه را بر موش كى بوده است مهر مادرى
چنان كه آن سه شريك را افتاده . اردشير فرمود كه از محاورت تو ضمن ضمير به نور حبور روشن شد ، و صورت سعادت در آينهء مزيّت مشاهده افتاد . اگر افادت اين حكايت با ديگر اصطناع ضمّ كنى ، حقّ آن در ذمّت ما ثابت شود ، و عرفان آن امتنان بر ما واجب گردد .

حكايت

مهران‌به گفت : شنيدم كه سه رفيق شفيق در راه دو خشت زرين يافتند . همّ بر تقسيم آن مصروف گردانيدند . آن دو يكى را گفتند كه در اين ده رو و اسباب خوردن ميسّر كن . آن يكى در ده شد ، خاطر اسير حرص و ضمير مقيّد آز . با خود راى زد كه اگر آن دو خشت مرا باشد ، نجاحت و رجاحت من شايع شود و سنا و علاى من ذايع گردد ؛ و موالى را بدان در ربقهء طاعت آرم ، و اعادى را در هاويهء
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 155 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور