تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و بدان كه حصول لذّات دنيا به سعادت جدّ تعلّق دارد نه به كد ؛ و فضلا اگرچه گفته‌اند كه : جدّ و جهد به يمن بخت و موافقت تاييد تعلّق دارد ، هر كه را فضيلت سابق شد و درايت سايق گشت ، از نعم عالم و سعادت آخرت نصيب وافر و حظّى متوافر يافت و ترتيب ظاهر و تربيت باطن به اعتدال دارد و از حدّ عبوديّت تجاوز نكند ؛ كه امير المؤمنين على مىفرمايد : تجاوز الحدّ يكلّ الحدّ . هركس كه انصاف را [
a
79 ] امام ساخت و انتصاف را اعتناق نمود ، از بوايق جهان و طوارق ايّام محروس ماند ، و هرگز شوك بلا به دامن علاى او نياويزد . و چون حادثه‌اى واقع شود و نازله‌اى در پيش آيد ، دفع آن از راى حصيف طلبد و از عقل مستفاد استشارات نمايد ، كه گفته‌اند : المستشير على طرف النّجاح . تا آن استصواب او را از وحول و قحول خلاص دهد و از اذحال و امحال برهاند ، از آنكه عقل مفيدترين اعوان و حزم مشفق‌ترين انصار است ؛ و در وقت حلول دواير و نزول حوادث ، كسى را از تفكّر و تدبّر چاره نباشد ؛ و ليكن مشورت با اهل خبرت بايد كرد ، چنان كه در نفع و ضرّ شريك مستشير باشند تا اغراض خود را در لباس تعزّز در حجر حصول بيند ، و زهرات مراد در رياض نجاز بشكفد و سماى قريحت از غمام غموم پاك شود ، و اقطار ضمير به نور سرور متبلّج گردد و احوال از كدرت انفاض معصوم ماند . و عاقل بايد كه استجلاب انوار خيرات و استطلاب آثار مبرّات به وسيلتى نمايد كه نقش استحالت از صحيفهء آن ذريعت محو بود و خيال محال را مجال مسدود باشد . از آنكه هر كه اتّكا بر عقل و اتّكال بر حزم كند و مستضى از نور فضيلت باشد ، بعد عوايق فلكى و حوايل آسمانى مطلوب را انيس و جليس خويش ياود . من جلس فى ظلّ العقل أمن العاذل ؛ چنان كه خرس و شير را افتاد با شبان جهان دوست . گفت : قطع مراحل و جوب منازل جهت اقتباس غرض و افتراس مراد واجب داشتم ، و مرارت عوادى اعادى تجرّع نمودم ، [
b
79 ] و از مساعدت روزگار به شرف مفاوضت تو مشرّف شدم . اگر به لواقح الفاظ عزيز
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 150 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور