تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
محكم بايد گردانيد ؛ همچون گل شكفته كه اگر باغبان در استجماع آن غفلت ورزد ، البته گل بريزد و تحمّل مكابدت خدمت خار بىثمره گردد . پس وقت قضاى سوانح اوطار از سرعت و بطؤ و تقديم و تأخير نگاه بايد داشت ؛ و اجتناب فرماى از روم غرضى كه بسيار كلفت اندك منفعت باشد . و بفرماى دانستن كه بسياراند از اشراف اطراف و اخيار اقطار كه در هر مهمّى كه نه لايق جاه و موافق پايگاه ايشان بود ، شروع كردند تا لاجرم از آن سبب وقار ايشان به استحقار انجاميد و مهابت ايشان به مهانت كشيد . و اگر بعد از آن خواستند كه احوال خويش به طراز اوّل و رونق سالف برند و جهت آن در اقطار اخطار اقتحام نمودند ، و شدايد فراوان تحمّل كردند ، نضارت حال و خطارت احوال خويش به نظام اوّل و قوام مألوف نتوانستند رسانيد . پس پادشاه بايد كه در طلب وطر بىخطر بسيار كلفت اندك منفعت تاوّب ننمايد . و چون جهت رسوخ هيبت و خلود سطوت به ترك منفعت بسيار از بيم تزعزع وقار ببايد گفت از كار دنى اندك منفعت تحرّز فريضه‌تر باشد . و بايد كه متيقّظ باشى در محافظت خاصّهء خود تا عامّه به فساد نينجامد . و احتراز فرمايى از لهو و دعابت و انبساط و ملاعبت پيش خدم و اراذل ، و تجبّر كردن بر اصحاب هنر و ارباب فضايل . و احتياط فرماى [
a
65 ] از تقديم لجاج عقلا كه ايشان كان حقايق و مكان دقايق‌اند . و بدان كه لجاج شوم است ، و پادشاه لجوج را هفوات بسيار باشد و سهو فراوان افتد . و لجاج بذرى است كه ريع آن ندامت و حاصل آن غرامت باشد . پس مطاوعت عقل و متابعت حزم از مواجب است و سعادت دينى و سيادت دنياوى به عقل منوط . شعر :
له فى بنى الحاجات أيد كأنّها * مواقع ماء المزن فى البلد القفر
و بايد كه به وقت استشارت و هنگام استصواب ، به استحضار اكابر دولت و شناخيب حضرت به يك جاى مثال نفرمايى ، از آنكه اجتماع ايشان سبب خلاف