تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
خشم تو موافق جرايم و لايق جراير بود تا از تضاعف خشم حركاتى صادر نگردد كه ممقوت خرد و مبغوض عقل بود ، و نبايد كه از قلّت سياست و كمى خشونت مفسدان دلير گردند و مصلحان رهين ضيم شوند . بيت :
عدل كن [ ز آنكه ] در ولايت دل * دمِ پيغامبرى زند عادل
پس در اين دو حال حدّ اعتدال مضبوط فرماى و در اين دو وقت اين دو طرف را صيانت كن . و بايد كه عادت اكابر دولت و سيرت اخاير حضرت بر شيمت مبارك و شمايل ميمون تو باشد ؛ و مقاعد و معاقد ايشان بر وفق ارادت و مطابق سيادت تو رود . و اگر كسى را به خلاف راى منير حركتى افتد ، بىتوقّف و تعلّل در تصفيد و تقييد او مثال فرماى كه : معتقد من همين اقتضا مىكند . شعر :
فإنّى لو تخالفنى شمالى * خلافك ما وصلت بها يمينى إذا لقطعتها و لقلت بينى * كذلك أجتوى من يجتوينى
و بايد كه بر نفاذ اوامر و نواهى خويش مجدّ باشى و عقود آن را از انحلال محروس دارى كه در جمله احوال رعايا را با تو مشاركت است الّا در امر و نهى ؛ و بايد كه امرا و معتمدان كه در مهمّات خاص نصب فرمايى [
b
62 ] نه به اختيار رعيّت فرستى و نه جهت ابتغاى مرضات ايشان بازخوانى . بلكه بايد كه در اطراف طايفه‌اى را از بهر قضاى امور ممالك ترتيب فرمايى كه غلبهء ظنّ تو به حضور آن كس استنامت رعيّت باشد . و بعد از آن اگر از آن كاردار حركاتى ذميم و فعلى نامستقيم صادر گردد ، چنان كه طباع رعايا از احتمال آن متنفّر و خواطر ايشان از تجرّع كأس تحكّم او منقرف باشد ، پيش از استعلاى رعايا ، آن ظالم غاشم را استدعا فرمايى و در تعفير و تعذيل او مثال دهى ؛ چنان كه طبيب كه بر مزاج بيمار فضلات مشاهده كند
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 121 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور