معروف بود و دواوين لشكر و زرّادخانهء خاصّ در تصرّف او باشد ؛ و بايد كه ارسال خزاين و انفاذ اموال به معسكر منصور زيادت از آن فرمايى كه به كفاف ايشان تعلّق دارد .
و طايفهاى كه در اين مهمّات مذكور استقلال نمايند ، بايد كه از خواصّ حضرت و منظوران دولت تو باشند كه ايشان را با سپاهداران جز به كيف اصبح تعلّقى نباشد . و بايد كه اين طايفه را وصيّتى فرمايى تا در مشاورت و محاورت با ايشان خوض نكنند ، الّا آنكه در استطلاع خبايا و استبحاث خفايا قيام نمايند ؛ و انباى متجدّدات و اخبار حوادث در حضرت جلّت تو از فرايض دارند . چه نظام ملك در مشاورت امرا است با يكديگر تا تقرير نهضت و تمهيد اقامت به استصواب يكديگر كنند ؛ و لشكر را بر ايشان اعتراض و از اشارات ايشان اعراض نباشد .
و بفرماى تا وقت منابذت دشمن و مهابذت خصم سپاه سالار از اعيان امرا ، شخصى كه بر دقايق مصاف و حقايق محاربت واقف باشد و به راى حصيف و تدبير شريف مشهور بود ، وقت عزيمت دانسته و هنگام هزيمت شناخته . معصوم از درن جبن و پاك از وسخ تهوّر اختيار كند ، و در مصالح و مفاسد لشكر وصىّ خويش گرداند ؛ تا اگر او را حادثهاى واقع شود و غايلهاى به دو لاحق گردد ، در كفايت مهمّات قيام نمايد ، و اطراف احوال را از انخرام صيانت كند ، تا آنگه كه راى حريز و خاطر عزيز تو بر آن وقوف يابد ، چه بندهء [
a
62 ] مخلص و پيشكار صادق آن را دان كه خود را جهت مصالح و مناجح تو ، در كورهء جلا و هاويهء بلا اندازد .
شعر :
إنّ أخا الصّدق الّذى يسعى معك * و من يضرّ نفسه لينفعك
و نبايد كه در عرض لشكر غفلتى رود كه عرض دادن ، منظّم حال و مقوّم احوال لشكر است ، و تمهيد اسباب را رايد و تحريض عدد را محرّض . و بايد كه