تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
مستعدّ ؛ مستقلّ شبيخون و مستبد هجوم . پيوسته آلت و عدّت جهت دفع مضرّت او مهيّا دار كه او خدم و حشم ترا بر منافات و معادات تو اغرا دهد . پس اگر دفع هجوم و وجوم او را متدثّر باشى و ردع آلام و اقتحام او را مشتمل ، اوميد باشد كه عزيمت او باطل شود و اما خايب و خاسر باز گردد . و اگر نعوذ باللّه تغافل و تجاهل رود ، تجرّع كأس نكبت ببايد كرد و مرارت حزازت طبع ببايد چشيد . و بايد كه اخلاق خوب و عادت محبوب را امام سازى و عدل را در سياست ملك قبلهء خويشتن كنى ، چه هر دولت كه اركان آن متزعزع گشت و اساس آن متزلزل شد ، از ترك سياست و رسوخ قبح سيرت بوده است . و بايد كه بر مهمّات ملك مجدّ باشى ، و آمال لشكر به اقبال خود راسخ گردانى ، و ايشان را از ارفاق و اشفاق حظّ وافر و نصيبى متوافر كرامت كنى ؛ و رعيّت را از خطوب تعدّى و كروب عدوان و تسلّط ظلمه و استيلاى طوايف غاشم محروس دارى ، كه مدار مملكت بر مركز است و مركز ملك پادشاه است و انصار و اعوان اركانند . هرگاه كه خلل در اركان افتد ، مركز را نظام گسسته شود [
a
60 ] و قوام آن باطل گردد . و بدان كه پادشاه بىدشمن نبود ، و دفع اعدا به سعى اودّا تعلّق دارد . پس بايد كه لشكر را از فقر و غنا و فراغ دور دارى و تمهيد كار ايشان بر اين نسق به وجهى ميسّر گردد كه از مأكولات و مشروبات و ملبوسات ايشان را عوزى نبود ، كه عوز مكنت و بطر نعمت رايد استكبار و مقدّم تمرّد است . و اسلحهء لشكر ، آنچه به وقت محاربت و هنگام مناصبت ايشان را ضرورى بود ، بر ايشان مقرّر دار و باقى را در زرّادخانه بگذار . و گفته‌اند كه : چون پادشاه بر معاقل عقل مستوطن بود و بر ذروهء كفايت مقيم ، سلاح در دست رعايا نگذارد ؛ و پوشش پادشاه بايد كه به خلاف پوشش لشكر باشد ، و كسوت لشكر به خلاف لبس رعيّت . و بدان كه نضارت دولت و خطارت حضرت در آن تعلّق دارد كه بيرون