ايّام نكبت ، نديم ندم نباشى ؛ و از كفات دورست كسى كه به وقت نعمت نقمت را فراموش كند ، و هنگام اقبال از زوال نينديشد ، چنان كه حكيم گفته است : كما أنّ مساعدة البخت تحيّر ذوى العقول فى حسن مواتات الأمور للمبخوت و مجيئها من حيث لم يظنّ فكذلك انصرافه . از آنكه ادوار فلكى و گردش زمان خلايق را همچون اسپاناند رايض را .
اگرچه عادت رايض رياضت دادن چهارپايان و جماحت بردن ايشان است ، چون به شمول فطانت و نور كياست متحلّى بود ، هر اسپى را كه هنوز عادت او ندانسته و سيرت او نشناخته باشد ، به احتراز تمام و توقّى بغايت برنشيند ؛ چه لفاى وفاى روزگار ظاهر است و بىحفاظى ايّام معلوم . هركه را در حجر سنا و حضانهء بها جاى دادند ، به اندك بهانه و به ادنى حجّت در هاويهء هوان و شرك هلاك انداختند .
شعر :
أما ترى الدّنيا فدتك الورى * كهرّة تأكل أولادها
توقّع نبايد داشت كه سير انجم و سيرت روزگار بر وفق ارادت تو يا جهت ثبات سعادت تو باشد ، از آنكه سبب ايجاد موجودات و موجب آفريدن مخلوقات ، تو تنها نبودى ، بلكه غرض قيّم عالم و مراد مدبّر جهان ، ضبط كمال كلّى است . اگر مراد تو ، ضدّ مراد او باشد ، از كمال قوّت و غايت قدرت او ، و فتور راى و ذبول شوكت تو از مطالب و مآرب تو هيچ به نجح نرسد و مرجو و مأمول تو روى اسعاف نبيند . پس جمله مهمّات دينى و امور دنياوى به قيّم عالم مفوّض گردان ، [
b
59 ] امّا افعال خود را در آن مدخلى تصوّر كن .
و همواره بايد كه خويشتن را از ادناس عيوب و رجس خزى مصون دارى ، از آنكه ارباب احقاد و اصحاب ضغاين ، اندك عيب ترا شعار افترا و دثار زور بپوشانند ، و به افتعال و اختلاق آن را بسيار گردانند و به اسماع رسانند . و بدان كه خذلان چون خصم الدّ و عدوى اشدّ است ، و در مناصبت مجد و در مناوات