تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
وقت تغلّب حوادث و تقلّب دولت ، التجا آنجا برد . امّا بايد كه هواى آن شهر بغايت اعتدال باشد كه هوا هرچند معتدل بود ، از انفاس مختلف و تعضيل مردم اعتدال آن به اجتوا انجامد . و بايد كه مجارى آبهاى آن شهر از منع دشمن و ردع اعدا دور بود و اعادى نتوانند به سموم مهلك و عقاقير مضرّ آن را متغيّر گردانيد ؛ كه هر شهر كه هواى آن لطيف و آب آن غزير نباشد ، آب از استعمال خلايق و هوا از اختلاف انفاس زود به فساد انجامد . و هرچند پادشاه به يمن استطاعت و شمول قوّت ، هواى عفن را به اعتدال تواند آوردن ، و زهومت آب را به آب معين بدل كردن ، ليكن بايد كه اغتمام رعايا و اهتمام اوساط مردم فريضه شناسد كه ايشان ودايع ايزدند - جلّت قدرته - و لفظ نبوى در اين معنى ناطق است : كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعيّته . و ديگر بايد كه آن شهر را ديوار مشيّد باشد . و اندر او درويش و كاهل نباشد ، بلكه از تجّار متموّل و اطبّاى حاذق و منجّمان ماهر و لشكر شجاع با عدّت و آلت تمام موشّح بود . و اين [
b
57 ] طوايف از لطايف پادشاه حضرت را محبّ صادق و موالى موافق باشند ؛ و ليكن نبايد كه ايشان را با يكديگر وصلتى افتد . و بايد كه لشكر را با اعيان شهر در سه چيز مخالفت نبود : يكى جهت كثرت مال ؛ و دوم سبب عدّت ؛ و سوم در مذهب و معتقد ؛ و بايد كه در آن شهر انبارهاى غلّه باشد كه قريع و رقيع ، سفيه و نبيه را در وقت حلول بوايق و نزول طوارق كفايت گردد ؛ و بايد كه خانه‌ها هم پشت يكديگر بود و سراها فراخ و كوچه‌ها تنگ . چون ترتيب شهر و تهذيب حال بر اين نسق تمهيد يابد ، واجب است كه پادشاه را هرلحظه منهيان صادق و مخبران واثق احوال راحل و قافل ، ذاهب و آيب ، قاصى و دانى اعلام دهند . و اندر او نبايد كه ظالم و مظلوم ، لايم و ملوم بسيار باشد ؛ و بايد كه مقيمان به طلب صلاح شهر چنان راغب و راقب باشند كه تو بر تفحّص نظام امور و تنسّم اخبار جمهور . و بايد كه حواشى دولت و ندماى حضرت از سكّان آن شهر باشند ، الّا
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 113 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور