تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
خوردن نيشكر از بن ابتدا كند ، چندان كه بر بالا آيد ، حلاوت آن كمتر شود . پس پادشاه بايد كه چون او را خدمتگارى ميسّر شود كه بناى عبوديّت بر مودّت نهد ، ترجيح او بر ديگران لازم داند و اعلاى او فريضه شناسد ، و فرزندان او را منظور عنايت و مذكور رعايت دارد . همچنان كه باغبان چون در باغ نهالى يابد از تخمى موصوف و معروف آن را ارعا واجب بيند و اعتنا از لوازم شناسد ، تا چون آن درخت قديم و دوحهء قويم را از تصاريف دهر و تعانيف قهر خللى افتد ، آن نهال قايم مقام او باشد . پس چون پادشاه اين سيرت را تمشيت دهد ، طبايع به ولاى او راغب گردد ، و افكار در لجّهء هواى او سباحت كند ، پسر طبع پدر گيرد و به خدمت مواظبت نمايد [
a
55 ] ؛ و هراينه معروف از مجهول و قريب از غريب بهتر باشد . و بايد كه لشكر را به رموق تفقّد و سموق تعهّد مخصوص دارى ، كه ايشان حايل غوايل و مانع بوايق‌اند . همچنان كه درخت صندل كه ماران در او پيچيده باشند ، درخت از تعانق و تلفّف ايشان از قصم حوادث و قضم كوارث مأمون و محروس بود . چه اگر آن ماران نبودندى ، آن درخت را اصل و فرع راسخ نبودى . و بايد كه از لشكر طايفه‌اى كه به شجاعت موصوف و به حماست معروف باشند ، مقام بر اطراف شهر سازند و هر روز به خدمت حضرت مبادرت نمايند . و از ايشان بعضى بايد كه در حفظ خزانه و زرّادخانه استبداد كنند و بعضى ديگر ملازم خدمت باشند . امّا ايشان را بايد كه مقام محمود و محلّ مشهود باشد ؛ و تغافل و تجاهل را از خود دور دارد در آنكه لشكر را بر ادمان سوارى دارى ، چنان كه صيد كردن و گوى زدن و كشتى گرفتن ، كه افادت رياضت ظاهر است . و به هر حال غافل مباش از ادراك احوال لشكر ، و حذر كن از اجتماع و موافقت ايشان . و همّت بر صون خزاين مصروف دار كه مال واقى بهجت و راقى مهجت است . و چون وقت بذل و منايح لشكر آيد ، در آن به طبع و طوع سماحت را تقديم دار و سخاوت را امام ساز ، از آنكه مال پادشاه را چون آلت است