بيت
حرز و تعويذ و سايهء خانه * بابت كودك است و ديوانه
و پوشيده نيست كه هر كه در طلب مهمى از مهام عظام جدّ نمايد ، و در روم غرضى استقلال واجب دارد ، روزگار حجاب موانع از پيش مطلوب او بردارد و مرجوّ او را در حجر حصول او نهد . من قرع بابا و لجّ ولج .
و فضلا گفتهاند : هر كس كه در استرفاد مراد جهد مبذول دارد ، انتهاز فرصت را غنيمت تمام دارد . چه هر كه مكابدت انتظار و مرارت استجار تحمّل و تجرّع ننمايد ، در شراع ارتفاع و فازهء فوز مرفّه و مستوطن نگردد .
بيت
اگر ديدارِ گُل خواهى ، دمى با خار همره شو * وگر وصلِ بتان خواهى سلامى بر برهمن كن
و بايد كه پادشاه وزير را بر خود مسلّط نگرداند ، از آنكه اهل فارس گفتهاند كه : در امان و امانى دستور قلع عباد و قمع بلاد است . وزير گفت : مرا با ملكزاده مناظره شرط نيست ، از آنكه هر كه دروغ را حليت صدق و جليت راستى تواند داد ، با وى مناظره كردن غايت سفالت و وفور وغادت است . چه دروغ مضرّتر آن باشد كه به شعار صدق متحلّى بود و به دثار ممكن مغشىّ . پس چون رقاعت دستور خلايق را معلوم شد ، جمله به قدح و قذع او همداستان شدند و به جلا و ابتلاى او يك كلمه گشتند .
شهريار از تغيّر عام و از تحزّب لشكر احتياط كرد . حالى فرمود كه وزير را به زندان بردند و از ملكزاده به انواع رفق و اصناف لطف مستعذر شد و فرمود كه جهت ضبط مصالح و قوام ممالك ، كتابى تلفيق فرماى مشتمل به امثال غريب و حكايات بديع ، تا آن را مادهء صلاح و مايهء نجاح سازيم . ملكزاده گفت :
شعر [
b
51 ]
إذا كنت فى حاجة مرسلا * فأرسل حكيما و لا توصه