تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
مجاورت و رغبت محاورت كند ، خود را به دو چنان نمايد كه آن كس را استعداد رجاحت و قوّت قبول نجاحت آن باشد ، تا از او هفوتى صادر نگردد ، و عقل آن تمهيد را بر تباين محال و تلوّن حال حمل نكند ، كه قدر فضيلت ارباب كفايت شناسد ، و لذّت شجاعت اصحاب حماست دانند ؛ پادشاه بايد كه تمشيت اشغال و تربيت احوال چنان دهد كه بر اجانب و اقارب امرا و ادانى و اقاصى رعايا ، آن حال مستور نماند ، و مصالح ممالك را بر صلاح رعيّت ترجيح نهد . چه هر آن كس كه از ابتغاى صلاح و طلب نجاح خود غافل باشد ، بنزديك ارباب الباب او را وقعى متصوّر نشود . ملك‌زاده گفت : آنچه دستور به حكم افادت اعلام داد معلوم شد . امّا بداند كه چون مرد عاقل تفكّر و تدبّر بر يك [
b
42 ] طرف موقوف كند ، و بر نتايج آن فكر استمرار مهمّات جايز دارد ، عاقبت او را ندامت و ملامت حاصل آيد . مرد فاضل چون در مهمّى خوض خواهد كرد اطراف آن را در پيش خاطر آرد و مفسدت و مصلحت آن را بر محك راى زند و در ميزان عقل و معيار فهم بسنجد . اگر صلاح بر طلاح راجح آيد ، و قوام بر ملام بچربد ، امضاى آن را متأهّب شود ، و ليكن اوّل از ريب ممكن و درن ممتنع آن را پاك گرداند ، و تقويم و تعويج آن نيك ببيند ، و سبب وقت و موجب وضع آن بشناسد ، و آلات و ثمرات و مانع و معاون آن بپرسد ، و ضرورى را از اختيارى فرق كند ، و به معاونت فكر و استصواب راى در آن شروع نمايد ، تا از ضور ندم و وخز الم مصون ماند ، كه هر كه را فكر متين و راى رزين نباشد ، بىشك رهين تعذيل و قرين تعنيف گردد چنان كه خسرو را افتاد ؛ و به خذلان مأخوذ شود ؛ چنان كه فرزند موبد را پيش آمد . شهريار گفت : هر در كه از صدف ضمير برادر ما مىزايد ، و هر نتيجه كه از قياس درايت او مىآيد ، تاج سلاطين و حجّت ارباب يقين را شايد . اگر اين حكايت باز فرمايد ، فوايد آن ، قلايد مباهات و عوايد آن مآثر مبارات شود .