تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
كه شريف‌ترين اعضا و نفيس‌ترين جوارح سر است ، محتاج‌ترين عضو ، همو است . از آنكه سر لذّت از آن يابد كه دست دهد ، و آنجا خرامد كه [
b
40 ] پاى رود . پس بايد كه همه جوارح از تزاحم علل و ترادف وهن محروس باشند تا به وجه خوب ، به شرايط عبوديّت سر قيام توانند نمود ، و خود را از دنف علّت مهلك و تسلّط سقم مبيد ، به توسّط تدبير حواس كه مستوطن باطن دماغ‌اند ، نگاه دارند . پس بايد كه كارداران حضرت و قهرمانان امور مملكت ، خود را به حسن خلق و شيمت محمود موشّح و مودّب گردانند ، و هركس صون شغل و حفظ كار خويش از مواجب شناسد و از تطاول و تشبّث به شغل ديگرى تحرّز نمايد . و پادشاه را از لوازم است كه كار ايشان را بر اين سياقت تمهيد دهد ، كه نظام ممالك و خلود دولت ، از موافقت اخاير حضرت و بشاير سلطنت مهيّا شود . از آنكه پادشاه يك نفس است به وجود خود ، اين چندين اخلاق ناموافق و طباع نامتّفق بر سنن صلاح و منهاج سداد ، جز به مساعدت اكابر و مرافدت اخاير ، نتواند داشت . پس بر او واجب است كه اوّل مردم ورع و طايفهء صالح جمع كند و هريك را به مهمّى از مهمّات دولت متقلّد گرداند ؛ و زمام رتق و فتق و حكم قبض و بسط آن شغل به كفايت او مفوّض كند تا سياست مملكت بر وفق ارادت او تمشيت يابد . و حكماى هند گفته‌اند كه : وزير ، ضمير پادشاه است و حاجب روى پادشاه است . وزير بايد كه بر مصالح و مفاسد مملكت واقف باشد تا در سياست ملك تفكّر و تدبّر نمايد . و كاتب به مثابت لهجهء پادشاه است . و از اين جهت حكما گفته‌اند كه : وزير جاهل و دبير كذّاب و حاجب كريه لقا نبايد داشت ، اگرچه به مال و قوام احوال معروف باشند . [
a
41 ] شعر
لا يعجبنّ مضيما حسن بزّته * و هل تروق دفينا جودة الكفن ؟
و فضلاى پارس گفته‌اند كه : مثل پادشاه نيكو سيرت محمود سريرت مرفق
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 86 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور