مريد ارادت پادشاه است . چون پادشاه به سيرت قبيح و عادت جميع معروف بود ، خوّان به اختزال مال و بخس حقوق ديوان ، جرأت بيشتر نمايند . پس اقتضاى معدلت آن است كه تعريك هريك لايق جراير و موافق جرايم ايشان باشد .
و فضلا گفتهاند كه : رعيّت تمسّك به شيمت خوب و تشبّث به عادت محبوب ، امّا از خوف و امّا از رجا كنند . [
a
40 ]
چه اگر به اختيار طبع صالح بودندى ، ايشان را به سايس و حارس احتياج و افتقار نبودى . پس ترسّخ قبح اخلاق رعيّت ، از قلّت سياست و فتور راى پادشاه بود .
بيت
چاكرت گر بد است و گر بد نيست * بد و نيكش ز تست از خود نيست
و اهل پارس گفتهاند كه : سياست پادشاه بايد كه از سر تجوّر و تهوّر نباشد و نه احتمال او از روى فسوس و طريق عجز و عدم التفات . بلكه بايد كه وقت تحمّل و هنگام تهوّر داند و سبب خشونت و موجب اغماض شناسد . و چون بعضى از رعايا به درن خطا و نتن هفوت ملوّث شود ، نبايد كه تعزير آن به جمله سرايت كند ، كه كلام قديم و قرآن عظيم ، در اين معنى ناطق است :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى .
و قدما گفتهاند كه : بار خر چون بيش از قوّت و استطاعت او نهند ، بىقطع مراحل و جوب منازل بماند ، و اسپ رياضت يافته را چون لجام تيز و زنجير كوتاه كنى ، حرون و جموح گردد . و نوشروان عادل گويد كه : سلطنت به لشكر است و لشكر به مال و مال از عمارت ولايت و عمارت ولايت از كمال معدلت و وفور انصاف و شمول سياست و اطّلاع بر عجر و بجر رعايا .
و فضلا گفتهاند كه : موابد دولت و جهابذ حضرت همچون اعضاى سراند كه ايشان را از يكديگر استغنا ممكن نگردد ، و به مشاركت و معاونت يكديگر خود را از حضيض عنا به اوج سنا رسانند ؛ و ارلجّهء اختنا به ساحل اقتنا آرند . و هرچند