تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
وقوف بود نه بر مخزون ضماير و مكنون سراير . و نبايد كه طبع پادشاه از مدبّران دولت و نصحاى حضرت نفور باشد ، چه هر كه مرارت نصيحت تجرّع ننمايد ، مذاق او به حلاوت نباهت روزگار و عذب رفاهت ايّام مستعذب نشود . و نبايد كه پادشاه بر خدم و حشم خويش [
a
35 ] بغى روا دارد ؛ و يا از جانب ايشان حسد به خود راه دهد . و حكماى فارس گفته‌اند كه : كمال سياست و رسوخ حذاقت پادشاه در آن ظاهر شود كه رعايا در عهد او به تقويم نفس و رياضت طبع مشغول باشند . و پادشاه جواد و شهريار سخى آن است كه در صلاح رعايا نعمت و مكنت بذل كند . و همچنان پادشاه كريم آن باشد كه خدم خود را به خطاى خفى و زلّت مستور عقوبت نكند . و اهل پارس گفته‌اند كه : شهريار منصف آن است كه مصالح خويش با مصالح رعايا برابر دارد . و نوشروان عادل گويد كه : راستى مادّهء كارها است . و مادّه آن باشد كه قلّت و كثرت او نظام احوال و قوام اشغال را مضرّ بود . و من جهت اداى حقوق اخوّت و شعف به رسوخ حق و بغض بدنامى و طلب رفاهت خلايق به ظلّ معدلت تو در اين وهلت ، در سياست اين دولت نظرى كردم ، احوال سلطنت را به وجهى مستمرّ ديدم كه آن حالت مغناطيس آفات و جاذب عاهات شده است ، و آن نه لايق اخلاق و موافق اعراق دودمان اين خاندان است . و تا اين غايت از آن ، از عرض اختلال و كشف احوال اجتناب نموده بودم ، كه فضلا گفته‌اند : نافرموده مكن و ناپرسيده مگوى . در اين وقت شفقت اخوّت و رحمت بر رعيّت دامنگير آمد . از غايت ضرورت به حضرت تو اقتحام نمودم و بدين جناب همايون ابرام آوردم ، و خاطر عاطر ترا به چنين كلمات مشغول گردانيدم ، تا باشد كه جهت نجات آخرت و صيت معالى دنيا ، از وصاياى پدر اعراض نفرمايى ، كه هر كه از رسوم پدر اعراض نمايد و عادت او را اهمال كند ، بر مادر خويش ظنّ فاسد [
b
35 ] و گمان نامحمود برده باشد . كه خبر نبوى است عليه السّلام ، من اشبه أباه فما ظلم . پدران ما به
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 77 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور