تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
احتياط نمايد ، و حمل آن بر بغى و شنوءت و طغيان و جرأت كند ، خود را از درن آن سماجت پاك نگرداند ، امّا همّت بر ارتكاض تو مصروف كند . و چون ذات او بدان رذالت ملوّث است ، خواهد كه آن عيب را به تو انتما دهد تا ديگران از آن تهديد عيوب او را رقم نسيان كشند . وزير گفت : بارى سبحانه و تعالى فضيلت را [
a
32 ] در ضماير فضلا مغروس گردانيد و خواطر ايشان را به فنون درايت و وفور كفايت منوّر كرد ، تا موالى و موالى از ايشان در طلب خير و روم صلاح استشارت كنند ، و ايشان آنچه محض صلاح و لبّ نجاح است ، بديشان نمايند . و اگر عوام از غايت شقوت از استشارت غافل شوند ، ارباب الباب مصالح ايشان بديشان نمايند ، و به راه سداد و رشاد ايشان را هدايت كنند ، تا به بركات انفاس ايشان از آن غباوت و غوايت تحرّز نمايند و به وراعت و خير مايل شوند . چون خاطر تو از اين ديار متنفّر شد و از نفاع اين بقاع متبرّم گشت و از مصاحبت و مصافحت سكّان اين مكان سآمت پذيرفت ، ريع فضل و ثمرهء علم خود از دوستان دريغ مدار ، و مراد رعيّت به حصول رسان و ايشان را خايب و مكتئب مگردان ، كه فضلا گفته‌اند كه : ردّ سايل نامبارك است و تقبيح حرّ نامحمود . و همچنان عقلا گفته‌اند كه : فضيلت همچون چراغى است كه اگر هزار چراغ از آن بيفروزند ، نور آن را هيچ اجحاف نيفتد . چه هر كه در نشر فضيلت و بثّ علم بخيلى كند ، آن شح به رذالت نفس و خسّت طبع او دليل باشد . ملك‌زاده گفت : تلويحات تو به سمع قبول مسموع شد و مصلحت ديد تو متبرّع خاطر گشت ، امّا عقلا گفته‌اند : شعر
فمن حوى العلم ثمّ ضيّعه * ببذله لا لأهله ظلمه
شمشير به ارباب سلاسل و اصحاب اغلال دادن از فتور راى و سخافت طبع