هم به صورت نظرى و هم در عمل ، هر دو باطل است ( * ( وَباطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * - ( 1 ) آنچه مىكردند باطل بود ) ، و از لحاظ پيدايش و دوام يافتن نيز مخالف با حق است . و استضعاف - در هر دو بعد فرهنگى و اقتصادى - پديده اى است كه طاغوتان استكبار آن را به وجود آوردند ، يعنى از راه نشر فقر و محروميّت در ميان توده ها ، با زمينه سازيهاى مساعد براى آن در زندگى توده ها ، به منظور بهره بردارى از اين زمينه ها ، با بىتوجّهى به چگونگى گذران مردم ، يا برترى طلبيهاى نامسئولانه .
و از اينجاست كه مبارزهء دگرگونساز بر ضدّ ظلم اقتصادى ، يعنى فقر ، در انقلابهاى پيامبرانه ، به صورتى درخشان تبلور پيدا مىكند ، و افقهاى زندگى را از نورانيّت و سازندگى سرشار مىسازد .
ملاحظه
در كتاب « جامع السّعادات » ، در بارهء توانگرى و فقر و مدح و ذمّ آنها ، و جمع ميان اين دو ، مباحثى مهم و احاديثى شريف آمده است ؛ پس خوانندگان مىتوانند براى بهره مند شدن به آن كتاب رجوع كنند .
يكى از آن احاديث ، اين سخن پيامبر اكرم « ص » است در پاسخ كسى كه در بارهء فقر از او پرسيد :
« شيء لا يعطيه إلَّا نبيّا مرسلا ، أو مؤمنا كريما على الله
- ( 2 ) فقر چيزى است كه آن را ( خدا ) عطا نمىكند ، مگر به - پيامبرى مرسل يا مؤمنى محترم در نزد خدا » .
و آنچه از امثال اين حديث آشكارا فهميده مىشود ، اين است كه ستايش ، مربوط به زندگى افرادى است كه فقر را براى خود برمىگزينند ، يا بر آن شكيبايى نشان مىدهند ، و ديندار و متوكَّل بر خدا باقى مىمانند ، و خداوند متعال آنان را بزرگ مىدارد ؛ پس اين چگونگى خاص بدان معنى نيست كه فقر و ستم اقتصادى و هر چه مخالف قسط است بطور عام در تراز جامعهء اسلامى ، خوب و پسنديده و ستودنى باشد . و ستايشهاى فقر چيزى است مانند ستايشهايى كه ( بنا بر دلايلى ) در بارهء گرسنگى ( جوع ) رسيده است ، يعنى بسيار كم خوردن اختيارى . و آيا مىتوان گفت كه ستايش جوع به اين معنى است كه