* ( بِقُوَّةٍ ) * - ( 1 ) آنچه را كه به شما دادهايم ، با توانايى بگيريد » ، پرسيد كه آيا مقصود توان و قوّت بدنى است يا روحى و قلبى ؟ و امام پاسخ داد :
« هر دو با هم » .
و از اينجا معلوم مىشود كه داشتن ايستار قاطع ، در قضاياى اقتصادى و معاشى و مبارزه با طاغوتيگرى اقتصادى ، از مهمترين هدفهاى سازنده اى است كه پيامبران « ع » ، براى حفظ بقاى انسان ، و برانگيختن او به پذيرش حق ، و انجام دادن تكاليف ، و اداره كردن اجتماع ، و سلوك استوار ، و سالم رسيدن به مقصد ، آن را در رأس همهء هدفهاى خود قرار مىدادند .
پس انگيزه هاى اقتصادى - در جهت تعديل روابط معاشى و رساندن هر صاحب حقى به حقّ خويش ، بويژه ناتوانان و مستضعفان - انگيزه هايى الهى و پيامبرانه است . و اين وظيفهء بزرگ حياتى و دينى ، جز با نبرد بر ضدّ طاغوتهاى اقتصادى - به صورتى شايسته و مورد قبول - عملى نخواهد گشت .
و از اين رو ، انقلابهاى دگرگونساز پيامبران ، هماره مانعى بزرگ بود بر سر راه مستكبرانى كه اسباب ادامهء ضعف مستضعفان را فراهم مىآوردند ؛ و از اينجا آتش درگيرى در ميان ايشان شعله ور مىشد ، و توانگران اقدام مىكردند تا شايد با بذل اموالى آنان را ساكت كنند و آتش شعله ور انقلاب را فرو نشانند . و در اين هنگام بود كه پيامبران الهى و مصمّم ، سخن تاريخى خويش را - كه در سراسر تاريخ انسان طنين افكن است - به آنان مىگفتند ، سخنى كه در قرآن كريم نقل شده است : * ( وَيا قَوْمِ ! : لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مالًا ) * « 1 » - ( 2 ) اى قوم ! : من در اين رسالت هيچ مالى از شما نمىخواهم ( و نمىپذيرم ) » . آرى ، پيامبران « ع » ، به تحقّق بخشيدن به حق و عدل و فرو ريختن باطل مىپرداختند . و طاغوتان اقتصادى كارشان انكار حق و پشتيبانى ستم و باطل بود ؛ و به همين جهت درگيرى با ايشان از بزرگترين كارهاى - پيامبران انقلابى و مبلَّغان حق و عدالت به شمار مىرود ، زيرا كه استكبار
هامش
« 1 » « سورهء هود » ( 11 ) : 29 .