و شاد گردند » . « 1 » و اين اقدام از كارهاى شگفت امير مؤمنان « ع » ، و رفتارهاى سترك و فضيلت آموز و انسانى او است ، در نزديك شدن به بىپناهان و محرومان . و آنچه از اين تعليم علوى بزرگ بر ما آشكار مىشود - از جمله - اين امور است :
( 1 ) - يتيمان در زمان آن امام « ع » ، همه شمرده شده و معلوم ( و داراى آمار ) بودند ، و براى خود سرپرستانى داشتند كه از جا و شمارهء آنان آگاه بودند ، و سرپرستى مىشدند ، و هر وقت و هر جا لازم مىشد ، آنان را مىآوردند ، و در اجتماع شركت مىدادند .
( 2 ) - يتيمان در هنگام تقسيم حاضر بودند ، تا از نظر رفاه و رسيدن به حق مالى و معيشتى ، ستمى بر ايشان نرود .
( 3 ) - چندان از لحاظ پاكيزگى و لباس آراسته بودند ، كه چنين كارى عملى نامناسب به شمار نمىآمده است ( و سؤال در بارهء علَّت عمل است نه كيفيّت آن ، يا بوسيلهء كسانى افاده دار گفته شده است ) .
( 4 ) - حاكم اسلامى پدر يتيمان و ناتوانان و ناكامان است ، بنا بر اين بر وى لازم است همچون يك پدر - با همهء عواطف پدرى - با آنان رفتار كند .
( 5 ) - أمير المؤمنين با يتيمان كوفه آشنا بود و براى آنان سرپرست گذاشته بود ، و از آنان آمار داشت ، و در كار تقسيم مقدارى عسل رضا نداد كه از آن محروم مانند ، پس آنان را بوسيلهء سرپرستانشان خواست ، و هنگامى كه آمدند شروع به تقسيم كرد ، و چون به اندازهء سهم خانوار به آنان نمىرسيد ، پدرانه و با ملاطفت آزادشان گذاشت تا مانند كودكان درون خانه به سوى ظرفهاى عسل بروند ، و مقدارى بخورند ، و چيزى از عسل بيت المال به كام آنان نيز برسد ، و موردى نباشد كه يتيمان در آن مورد فراموش شوند و بىنصيب بمانند .
هامش
« 1 » « اصول كافى » 1 / 406 .