شاهد دوازدهم - از صحابى بزرگوار ، ابو ذر غفارى قهرمان بزرگ مبارزهء بر ضدّ استثمار و زراندوزى ، و انقلابى سترگ حمايت از محرومان ، روايت كردهاند كه او محرومان را به شورش وامىداشت و به آن فرا مىخواند كه براى به دست آوردن حقوق و اموال خود اقدام كنند ، و در برابر زراندوزان چنين بانگ برمىداشت : « بشّر أهل الكنوز بكيّ في الجباه ، و كيّ في الجنوب ، و كىّ في الظَّهور أبدا ، حتى يتردّ الحرّ في أجوافهم « 1 » . . . ( 1 ) زراندوزان را مژده دهيد به داغى در پيشانيها ، و داغى در پهلوها ، و داغى در پشتها ، بىگسست ، تا چنان شود كه حرارت آتش به اندرون ايشان راه يابد . . . » .
نيز مىگفت : « عجبت لمن لا يجد القوت في بيته ، كيف لا يخرج على النّاس شاهرا سيفه « 2 » - از آن در شگفتم كه آن كس كه قوت روز خود را در خانه ندارد ، چگونه با شمشير آخته بر مردمان خروج نمىكند » ؟
اوجى از انسانيّت اعصار ( 1 )
شيخ ابو جعفر محمّد بن يعقوب كلينى ، در كتاب « اصول كافى » چنين آورده است : « براى أمير المؤمنين « ع » از همدان و حلوان عسل و انجير آوردند ؛ او داروغه ها ( بخشداران هر محلَّه ) را فرمان داد تا يتيمان را گرد آورند ، و چون يتيمان همه آمدند به آنان اجازه داد تا دهانهء مشكهاى عسل را بليسند ( و با انگشت از آنها عسل بخورند ) ، و او خود ، عسلها را از درون مشكها بيرون مىآورد و كاسه كاسه ميان مردمان تقسيم مىكرد . به او گفتند : يا أمير المؤمنين ! چرا بايد بچه هاى يتيم بتوانند از دهانهء مشكها اين گونه عسل بخورند ؟ فرمود : « امام پدر يتيمان است ، و من مانند پدر ( مهربانانه و خودمانى ) ، اجازه دادم تا اين بچه ها ( ى يتيم ) ، با انگشت خود عسل بخورند ( و از بهرهء خود بىنصيب نمانند و شيرينكام
هامش
« 1 » « تفسير قمى » 1 / 289 .
« 2 » « الإمام علي صوت العدالة الإنسانيّة » 5 / 1196 .