نيازمندانى در سراسر آن است .
شاهد سوم - قرآن كريم به عدل و احسان فرمان مىدهد ؛ و با وجود عدل ديگر فقرى باقى نخواهد ماند ، چنان كه امام صادق « ع » فرموده است :
« إنّ النّاس يستغنون إذا عدل بينهم « 1 »
( 1 ) اگر در ميان مردمان عدالت اجرا شود ، همه بىنياز خواهند شد ( و فقيرى نخواهد ماند ) » ؛ و چنان كه امام موساى كاظم « ع » فرموده است :
« لو عدل في النّاس لاستغنوا « 2 »
( 2 ) اگر عدالت در ميان مردم اجرا شود ، همه بىنياز خواهند شد » ؛ پس آشكار است كه قرآن كريم مردمان را به ريشه كن كردن نهايى فقر فراخوانده است .
شاهد چهارم - امام علىّ بن ابى طالب « ع » ، حكومت حق را بدين گونه توصيف مىكند كه ، « در آن فقير و نيازمندى ديده نمىشود ، خواه مسلمان خواه غير مسلمان » . « 3 » و اين خود دليل بر آن است كه حكومت اسلامى فقر را از ميان مىبرد ؛ پس اگر فقر بعنوان نمودى اجتماعى پسنديده و مورد ستايش بود ، چگونه ممكن بود برانداختن آن از نشانه هاى حكومت حقّ الهى محسوب شود ؟
شاهد پنجم - قرآن كريم ، در بسيارى از آيات خود ، مردمان را به رساندن وسائل و امكانات به فقيران و ناتوانان و يتيمان و وامداران و در راه ماندگان فرا خوانده و فرمان داده است . و اين همه دليل بر آن است كه اين دين به وجود فقر در ميان مردم خرسند نيست و آن را به هيچ گونه نمىپذيرد . پس ستايشى كه در برخى احاديث در بارهء فقر رسيده است ، نمىتواند مربوط به صورت كلى آن باشد ، كه با همهء اين تعاليم اسلامى و آيات و احاديثى كه ذكر شد - و همه بعنوان نمونه بود - در تضادّ است .
هامش
« 1 » « كافى » 3 / 568 .
« 2 » « اصول كافى » 1 / 542 .
« 3 » « كافى » 8 / 32 .