ساختن مردم ، و نابود كردن محروميّت و فقر ، و احياى « فرهنگ زندگى اسلامى » ، كه فرهنگى ضد فقر است . و بر هر انسان بيدارى واجب است كه براى تحقّق اين فرهنگ و توسعهء فراگيرى آن بكوشد .
( 13 ) - وظيفهء شاعران و هنرمندان و عكَّاسان و نقاشان است كه :
تكليف خويش را نسبت به توده هاى محروم و بينوا و قشرهاى مستضعف ، از راه آفرينش آثار شعرى بديع ، و تابلوهاى هنرمندانهء جذّاب ، و عكسهاى زندهء تكان دهنده ادا كنند ، آثارى كه خون گرم زندگى در آنها بجوشد ، و جوهر حركت و تصميم از آنها ببارد ، تا وجدانها بيدار گردند و جانها هشيار .
در اين آثار بايد از سويى زندگى محرومان و ستمديدگان منعكس شود ، و از سويى ديگر زندگى شادخواران و مصرف پرستان ، و هر دو در كنار هم نمايانده شود ، تا گامى باشد در راه مبارزه با هر دو ، و ويران كردن زمينه هاى هر دو .
آرى ، اميد است كه زبان سرشار شعر ، و قلم تواناى هنر ، به هيچ روى ، از اداى اين واجب بزرگ سرباز نزند .
( 14 و 15 ) - وظيفهء طلَّاب علوم دينى حوزه ها و دانشجويان دانشگاه هاست كه :
خود را از آغاز كار به دوست داشتن مستضعفان و محرومان عادت دهند ، و با آنان آميزش داشته باشند ، و از زندگى آنان مطَّلع گردند ، تا هيچ گاه واقعيّت دردناك فقر و كم دارى و استضعاف از نظرشان دور نماند ، بويژه در آينده كه مقامات سياسى و دينى و اجتماعى و اقتصادى را اشغال خواهند كرد . طلَّاب و دانشجويان همچنين بايد در بارهء علَّتهايى كه فقر را پديد مىآورد ، و كسانى كه آن را بر جامعه تحميل مىكنند ، دست به تحقيق زنند ، و آن همه را با دقّت و تأمّل و شكيبايى بپژوهند . و بايد خود را با وجدانى حسّاس و احساسى نيرومند بار آورند ، تا به هنگام لزوم ، بدون غفلت ، سستى ، فريبخورى و بىاطَّلاعى از علل و عوامل فقر ، در راه