تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
مبارزه هاى خداپسندانه با آن گام نهند . و اينها همه كه گفته شد خود سبب مىشود تا پايه هاى « قسط اجتماعى و اقتصادى » ، كه كتاب خدا و عترت پيامبر « ص » ، ما را به تحقّق بخشيدن به آن فراخوانده‌اند ، تحقّق پذيرد و عملى گردد .

دين اسلام - به هيچ روى - حضور فقر و استمرار آن را در جامعه هاى بشرى نمىپذيرد ( شواهد مهمّ موضوع )

امور فراوان ديگرى مسائل ياد شده را تأييد و تأكيد مىكند ، يعنى اينكه ممكن نيست فقر در نزد اسلام ، به صورت يك نمود اجتماعى ، و يك امر پسنديده ، و يك چارچوب زندگى - اگر چه براى شمارى اندك از مردم - مورد پذيرش باشد ، از جمله : شاهد اوّل - اسلام « زكات » را با دو بخش ( ظاهرى و باطنى ) آن مقرّر داشته ، و فرمان داده است كه حقوق ديگرى نيز پرداخته شود ؛ و فقيران را در اموال ثروتمندان شريك قرار داده است . و اين احكام بيگمان دليل بر آن است كه اسلام به راندن فقر و ريشه كن كردن قاطع آن از مجتمع انسانى اهتمام داشته است ، كه اگر اين كار با دادن زكات نخستين ميسّر شود ، چه بهتر ، و گر نه لازم است با زكات دوّم چنين شود ، تا جايى كه فقر از ميان برخيزد و ناكامان تحت فشار از چنگال آن خلاص شوند . شاهد دوّم - هدف دين الهى ، سرشار شدن زندگى مردمان از قسط و عدل است ؛ و آشكار است كه قسط و فقر نمىتوانند در هيچ جامعه اى با هم جمع شوند ، از اين رو در احاديث مربوط به « حضرت مهدى قائم - عج - » آمده است : در حكومت آن امام معصوم ، كسى نيازمند به زكات ديده نمىشود ، زيرا كه او قسط و عدل را در ميان مردم استقرار مىبخشد « 1 » ؛ پس علامت وجود قسط و عدل در جامعه ، يافت نشدن
هامش
« 1 » به كتابهاى بسيارى كه عالمان اسلام - از اهل سنّت و شيعه - در بارهء « مهدى موعود - ع - » نوشته‌اند رجوع كنيد .