جريان حضور فقر در جامعه و استمرار آن هيچ مسئوليّتى متوجه آنان نيست . اين پنداشت - اگر باشد - بر خلاف آيات قرآن كريم و نصّ احاديث پيامبر اكرم « ص » و ائمّهء طاهرين « ع » است .
( 8 ) - وظيفهء بازرگانان ، توليدكنندگان ، نرخگذاران و سردمداران « كيل » و « ميزان » است كه :
همواره جانب انسانهاى فرودست را در نظر بگيرند ، و كسب و تجارت و توليد را يك امانت اجتماعى ، و يك وظيفهء الهى ، و يك تعهّد انسانى بدانند ، و محل كسب و تجارت و توليد را محل عبادت بشمارند ، نه گردنهء غارت ، و با اين ديد والاى روحانى و با پاكى و پرهيز از حرص و طمع پا به محل كار گذارند و به داد و ستدهاى سالم و منصفانه بپردازند ، و قشرهاى ضعيف و محروم را عضو خانوادهء خود بدانند ، و پسران و دختران و كودكان آنان را به چشم پسران و دختران و كودكان خويش بنگرند ، و از هر ستم و اجحافى دست بكشند ، و به قدرت خريد آنان كمك كنند ، و در روند توليد و وارد كردن و نرخگذارى - هميشه - قدرت خريد انسان محروم را در نظر بگيرند ، تا خدا از آنان راضى باشد ، و جامعه رو به قوام رود ، و حركتهاى خشن براى گرفتن حقهاى بر باد رفته صورت نپذيرد ، كه اگر حقها بر باد رود ، طوفانها زمينه يابد . و اينها همه بجز مسئوليتهاى قيامت است براى همه گروههايى كه ياد مىشوند .
( 9 ) - وظيفهء استادان دانشگاه ها و متخصّصان علوم اجتماعى و اقتصادى است كه :
در بارهء پديدهء فقر و انواع آن و علل و اسباب پديد آمدن آن و هر چه زمينه ساز آن است ( و تبليغاتى كه مردم را نسبت به حضور آن در جامعه بىتفاوت مىسازد ) ، به صورتى عميق و فراگير پژوهش كنند ، و وظيفهء انسانى و اسلامى خويش را - در سطح دانشگاهى - از راه تدريس و تأسيس انجمنهاى بحث و نظر پژوهى ادا نمايند .