تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
( 1 ) دستهاى خويش را به گردن مىبست و تا صبح ايستاده نماز مىگزارد . و اگر بخواهى زندگى ابراهيم خليل الرّحمن « ع » را باز گويم : لباسش از پشم بود و خوراكش از جو . و اگر بخواهى از يحيى « ع » مىگويم : لباس او از ليف خرما بود و خوراكش برگ درخت . و اگر بخواهى از كار عيسى بن مريم « ع » بگويم كه شگفت انگيز است : مىگفت : نانخور شم گرسنگى است ، لباس زيرم ترس ( از خداوند ) و لباس رويم پشم ، و مركبم دو پايم ، و چراغ شبهايم ماه ، و گرماى زمستانم تابش خورشيد ، و ميوه و ريحانم سبزيهاى زمينى كه ددان و دامان مىخورند ؛ شب را به روز مىرسانم در حالى كه چيزى ندارم ، و روز را به شب در حالى كه چيزى ندارم ، و ( با اين همه ) ، بر روى زمين هيچ كس از من ثروتمندتر نيست .

دو توضيح مهم

1 - تأكيد اسلام بر كمك كردن به فقيران و مستمندان و معاشرت با ايشان و تقديم داشتن مال به آنان ، به معنى پذيرفتن فقر مردود از لحاظ اسلام و توجيه كردن آن نيست ، بلكه اين اقدامى است براى ريشه كن كردن و برانداختن آن از واقعيّت حيات بشرى ، زيرا كه براى انجام دادن هر كارى بايد راهى در خور آن برگزيد . برانداختن فقر راههاى گوناگون دارد ، و مهمترين آنها همان است كه اسلام مردم را به آن فراخوانده