عاش ألف سنة إلَّا خمسين عاما ، يدعوا إلى الله ، فكان إذا أصبح قال :
لا أمسي . و إذا أمسى قال : لا أصبح . و كان لباسه الشّعر و طعامه الشّعير . و إن شئت نبّأتك بأمر داود « ع » ، خليفة الله في الأرض ، كان لباسه الشّعر و طعامه الشّعير . و إن شئت نبّأتك بأمر سليمان « ع » ، مع ما كان فيه من الملك ، كان يأكل الشّعير و يطعم النّاس الحوّاري ، و كان لباسه الشّعر ، و كان إذا جنّه اللَّيل شدّ يده إلى عنقه ، فلا يزال قائما يصلَّي حتى يصبح . و إن شئت نبّأتك بأمر إبراهيم خليل الرّحمن « ع » كان لباسه الصّوف ، و طعامه الشّعير . و إن شئت نبّأتك بأمر يحيى « ع » ، كان لباسه اللَّيف ، و كان يأكل ورق الشّجر . و إن شئت نبّأتك بأمر عيسى بن مريم « ع » ، فهو العجب ، كان يقول : إدامي الجوع ، و شعاري الخوف ، و لباسي الصّوف ، و دابّتي رجلاي ، و سراجي باللَّيل القمر ، و اصطلائي في الشّتاء مشارق الشّمس ، و فاكهتي و ريحانتي بقول الأرض ، ممّا يأكل الوحوش و الأنعام ، أبيت و ليس لي شيء و أصبح و ليس لي شيء ، و ليس على وجه الأرض احد أغنى منّي . . . « 1 »
پيامبر « ص » : اى ابن مسعود ! اگر بخواهى تو را از كار ( سيره و زندگى ) نوح ( نبيّ الله ) « ع » آگاه كنم : او نهصد و پنجاه سال زيست ، و مردمان را به خدا خواند ؛ چون صبح مىشد مىگفت : به شام نمىرسم ، و چون شام مىشد مىگفت : به صبح نمىرسم ؛ لباس او از مو بود و خوراكش از جو . و اگر بخواهى از كار داود « ع » به تو خبر مىدهم كه خليفهء خدا در زمين بود :
لباسش از مو بود و خوراكش از جو . و اگر بخواهى از كار سليمان « ع » با ملكى كه داشت برايت بگويم : خود نان جو مىخورد ، و به مردمان آرد سفيد مىخوراند ؛ لباس او از مو بود « 2 » ؛ و چون تاريكى شب فرا مىرسيد
هامش
« 1 » « مكارم الاخلاق » / 524 .
« 2 » اين سخن پيامبر اكرم « ص » ، در شرح زندگى حضرت سليمان « ع » ( و زهد آن پيامبر معصوم ، كه جوينه مىخورد و مويينه مىپوشيد ، و به مردمان مغز گندم مىخورانيد ) ، پاسخ دندانشكنى است به آن كسان كه از توانگران و زندگانى طاغوتى آنان دفاع مىكنند ، و براى مردم ساده دل از زندگى حضرت سليمان « ع » سخن مىگويند و چنان وامىنمايند كه آن - پيامبر معصوم - معاذ اللَّه - غرق در تنعّم و خوشگذرانى بود واى بر اين گونه كسان - از هر دسته - كه چگونه دوستى دنيا و طمع در آن ( يا بىاطَّلاعى از واقعيّات تاريخ پاكان ) ، چشم آنان را كور و دل آنان را تيره ساخته است ، تا جايى كه براى توجيه زندگيهاى اشرافى و طاغوتى چنين مىكنند ، و براى جانبدارى از توانگران دنيا ، پيامبران خدا را متّهم مىدارند .