چنان شود كه گردش مال در دستهاى مردم صورت صحيح پيدا كند ، و اموال از اينكه وسيلهء گردش در ميان توانگران باشد خارج شود ، و در نتيجه ، امنيّت و صلح و صفا همه جا را فرا گيرد ، و ريشهء فتنه و اضطراب كنده شود ؛ به همين جهت مىفرمايد : * ( ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ الله ، فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ ، وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِه ، وَالله الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَراءُ ، وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ، ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ ) * ، « 1 » - ( 1 ) بيدار باشيد ! شماييد آن كسان كه فراخوانده مىشويد تا در راه خدا انفاق ( هزينه گذارى ) كنيد ، پس بعضى از شما بخل مىورزند ، و ( بدانيد كه ) هر كس بخل ورزد ، با خود بخل ورزيده است ؛ خدا بىنياز است و شما فقيرانيد ؛ و اگر روى بگردانيد ، شما را از ميان مىبرد و كسان ديگرى را به جاى شما مىآورد كه همچون شما نباشند ، » . آرى ، قرآن به مالداران فرمان مىدهد كه حقوق ضايعشدهء محرومان را به ايشان بدهند ، و وسيلهء معاش ناكامان را تأمين كنند ، و فقر و نيازمندى را از ايشان بزدايند ، و كسرى معيشت ايشان را به آنان برسانند تا به رفاه دست يابند ، و اينها همه در معنى « انفاق » نهفته است . و بدين گونه تفاوتهاى سنگينى را كه سبب تيرگى زندگى توده هاى فقير مىشود از ميان بر مىدارد ، تا در نتيجه ، در اجتماع تعادل پيدا شود ، و در نظام اقتصادى توازن بهم رسد ، و همگان از قانون عمومى تكوين برخوردار شوند ، يعنى « قانون عدل » ، چنان كه امام على بن ابى طالب « ع » فرموده است :
« العدل أساس به قوام العالم « 2 »
- ( 2 ) عدل شالودهء برپايى جهان است » . ولى متكاثران مخالف امر خدا عمل مىكنند ، به انفاق نمىپردازند بلكه بخل مىورزند ، و در واقع نه نسبت به مردم بلكه نسبت به خود بخل ورزيدهاند ، چه با اين بخل راه را براى پيدا شدن فتنه ها و مشتعل شدن آتش جنگها و پيش آمدن بحرانها و شيوع سقوطها و نابسامانيها -
هامش
« 1 » « سورهء محمّد - ص - » ( 47 ) : 38 .
« 2 » « بحار » 78 / 83 .