بنا بر اين واجب است كه موضوع « قسط اسلامى » و پيوند آن با گردش مال در اجتماع به صورتى مستقل و با روح تحقيق و ژرفنگرى در معرض مطالعه قرار گيرد ، و براى آن يك « كتاب » در فقه و اجتهاد اسلامى باز شود ، « 1 » كتابى كه از مهمترين كتابهاى اين فقه خواهد بود ، زيرا كه از اين راه مىتوان بزرگترين و محكمترين قواعد و قوانين را براى ايجاد يك اجتماع قرآنى واقعى استنباط كرد . « 2 »
آگاهى ( 1 )
راه خدا ( سبيل الله ) ، در آيه * ( ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ الله ) * ، همان راه مردم است ، مانند امثال اين آيه . و اين امرى پوشيده نيست ، چه خداوند به انفاق هيچ كس نيازمند نيست ، و بخل هيچ كس به او آسيب نمىرساند ، ( 1 ) و خدا بىنياز است و شماييد نيازداران * ( وَالله الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَراءُ ) * . . . .
آگاهى ( 2 )
مقصود از كسانى كه از فقيران بيزارند - چنان كه اشاره شد - همان توانگرانند ، زيرا كه تعبيرهاى حديث به آنان اشاره مىكند ، و بر ما آشكار مىسازد كه سخن در بارهء صاحبان مال و ثروت است ، چون صفات ياد شده - بيشتر - در آنان آشكار مىشود ، پس ايشانند كه از فقيران نفرت دارند و با ايشان نمىنشينند و حتّى به آنان نزديك نمىشوند ، و هر بلايى كه بر سر آنان فرود آيد و از معيشت و رفاه محرومشان دارد ، اثرى در جان اينان بر جاى نمىگذارد ؛ و هم اين متكاثرانند كه بازارها را آبادان مىدارند و به آرايش دكانها مىپردازند و آنها را از كالاهاى گوناگون پر مىكنند ، و نمايشگاهها ( و ويترينها ) ى زيبا براى عرضهء كالاهاى تجمّلى فراهم مىآورند ، كه در دل بينوايان
هامش
« 1 » نيز - فصل 25 ، از اين باب ، « نگاهى به سراسر فصل » ، بند 14 ( در همين جلد ) .
« 2 » نيز فصل 48 ، از اين باب ( جلد پنجم ) .