باب ششم در ذكر فضايل ملوك و اخبار و اشعار ايشان كه در صحائف روزگار مخلّد و مؤبّد مانده است
ذكر ابى مسلم صاحب الدّوله - پيش از او كبار ملوك و اماثل افاضل بيور هزار بودهاند كه در چرخ لطافت خرط « 1 » يافته و در فنون فضل و هنر از اقران گوى سبق ربوده و اغلب از خطهء فارس خاسته چون اردشير بابك و شاپور پسرش كه از تاريخ عيسى مريم صلوات اللّه عليه تا عهد پادشاهى او بيش از هشتاد سال نبود و امثال ايشان و حكم و امثال مشهورشان نامحصور و ذكر ايشان مستوفى ، لابل بعضى از آن ايراد - كردن موجب سئامت گردد و از جمله بهرام جور را ديوانى شگرف يافتم از اشعار تازى كه در رقّت الفاظ و دقّت معانى نظير نداشت و اين دو سه بيت بر حاشيهء ذكر مانده است ذكر آن واجب ديدم : ( شعر )
انا الملك الصنديد بهرام ، منشأى * بذى يمن و الاصل من جزم فارس
اخذت سرير الملك بالقهر منكم * علىرغم انف من مسوس وسائس * 1
و هم از انشاى اوست : ( شعر )
لقد علم الاملاك انّى اعزّهم * جميعا و اولاهم بكلّ مقال
يصيب عقابى معشرا فيبيرهم * و ينعش قوما آخرين نوالى * 2
و به موجب آن ، فاتحهء اين باب به ذكر ابو مسلم رفت بر عقب خلفاى عبّاسيان كه به آثار محافظت و حسن اشفاق و دلاورى ، شوكت و عدّت و لطائف حسن السعى
هامش
( 1 ) . خرط : معادل انخراط ( انتظام ) به كار رفته .